Template fotr cancer articles
سرطان و محیط زیست
مقدمه
در این مقاله، نگرانیهایی مربوط به ارتباط بین سرطان و قرار گرفتن در معرض مواد سمی موجود در محیط زیست بررسی میشود؛ و در آن درباره انواعی از مواد که میدانیم، یا احتمال میدهیم، باعث ایجاد سرطان شوند، و در ارتباط با اقداماتی که میتوان برای کاهش دادن میزان قرار گرفتن در برابر این مواد انجام داد، مطالبی ارائه شده است. همچنین در آن توضیح داده میشود دانشمندان چگونه موادی را کشف مینمایند که احتمال دارد باعث ایجاد سرطان شوند. گرچه امکان دارد مواد سمی اثرات بهداشتی دیگری هم داشته باشند، در این مقاله بر سرطان تأکید میشود.
خبر خوشحالکننده این است که میتوان از ایجاد تعداد زیادی از انواع سرطان جلوگیری نمود. برآورد میشود تا دو سوم از تمام موارد بروز سرطان، یا حتی تعداد بیشتری از آنها، با علل زیست محیطی مرتبط هستند. شاید تعداد این موارد بیشتر از این میزان هم باشد. بسیاری از این علل با عوامل مربوط به سبک زندگی مرتبط میباشند و میتوان آنها را تعدیل و اصلاح نمود. بهعنوان مثال، میدانیم با مصرف نکردن فرآوردههای توتون میتوان از یک سوم از تمام موارد مرگومیر ناشی از سرطان جلوگیری کرد. علاوه بر آن، تقریباً 25 تا 30 درصد از موارد چند سرطان عمده با چاقی و عدم فعالیت بدنی مرتبط است.
چه چیزی باعث ایجاد سرطان میشود؟
سرطان در طی چند سال ایجاد میشود و علل متعددی دارد. چند عامل موجود در داخل بدن افراد، و در خارج از آن، در ایجاد سرطان نقش دارند. در این ارتباط، دانشمندان هرچیزی که در خارج از بدن افراد وجود دارد و با بدن آنها کنش متقابل نشان میدهد را «محیط زیست» مینامند.
عوامل موجود در بیرون از بدن افراد (عوامل زیست محیطی)
قرار گرفتن در معرض انواع بسیار متنوعی از مواد طبیعی و مصنوعی (ساخت بشر)، دلیل ایجاد دست کم دو سوم از تمام موارد بروز سرطان است. این عوامل محیطی شامل انتخابهایی در ارتباط با سبک زندگی است، مانند کشیدن سیگار، نوشیدن مشروبات الکلی، داشتن رژیم غذایی نامناسب، ورزش نکردن، قرار گرفتن به مقدار بسیار زیاد در معرض نور خورشید، و رفتارهای جنسی که باعث افزایش میزان قرارگیری در معرض ویروسها میشود (به صفحه 9 مراجعه شود). عوامل دیگر شامل قرار گرفتن در معرض داروهای پزشکی، هورمونها، تابشها، ویروسها، باکتری، و مواد شیمیایی خاصی در محیط زیست است که امکان دارد در هوا, آب، غذا، و محل کار وجود داشته باشد. خطرات سرطان که مرتبط با بسیاری از مواد شیمیایی زیست محیطی میباشد، با انجام مطالعات درباره آن گروههای شغلی شناسایی شده است که بیشتر از کل جمعیت در معرض این مواد شیمیایی قرار دارند.
اهمیت محیط زیست را میتوان در تفاوتهای بین نرخ سرطان در سراسر جهان و تغییر در نرخهای سرطان به هنگام جابجا شدن گروههایی از مردم از یک کشور به کشور دیگر مشاهده نمود. بهعنوان مثال، هنگامیکه مردم آسیایی، که در کشورهای خودشان نرخ بروز سرطانهای پروستات و پستان پایین و نرخ بروز سرطان معده بالا است، به ایالات متحده مهاجرت میکنند، نرخ بروز سرطانهای پروستات و پستان در آنها به مرور زمان افزایش مییابد تا تقریباً برابر با یا بیشتر از نرخهای بروز این سرطانها در ایالات متحده بشود. به نحوی مشابه، نرخ سرطان معده در آنها کاهش مییابد، و تقریباً برابر با نرخ بروز این سرطان در ایالات متحده میشود. گمان میرود عوامل مرتبط با سبک زندگی، مانند رژیم غذایی، ورزش، و داشتن اضافه وزن، نقشی عمده در روندهای سرطانهای پستان و پروستات ایفا کنند، و آلودگی به باکتری Helicobacter pylori عامل خطر مهمی در ایجاد سرطان معده باشد. اخیراً، افزایش سریع در نرخ سرطان روده بزرگ و راستروده در ژاپن و چین حاکی از وجود علل زیست محیطی، مانند عوامل مربوط به سبک زندگی، میباشد.
انواع مختلف قرارگیری در معرض عوامل زیست محیطی با ایجاد انواع خاصی از سرطان مرتبط است. بهعنوان مثال، قرار گرفتن در معرض آزبست عمدتاً به سرطان ریه ربط دارد، در حالیکه قرار گرفتن در معرض بنزیدین، مادهای شیمیایی که در رنگهای خاصی وجود دارد (به صفحه17 مراجعه شود)، با ایجاد سرطان مثانه مرتبط است. سیگار کشیدن با سرطانهای ریه، مثانه، دهان، روده بزرگ، کلیه، گلو، حنجره، مری، لب، معده، گردن رحم ، کبد، و لوزالمعده ارتباط دارد.
عوامل موجود در داخل بدن
وجود عواملی خاص در داخل بدن باعث میشود احتمال ایجاد سرطان در برخی از افراد، در مقایسه با دیگران، افزایش یابد. بهعنوان مثال، برخی از اشخاص شرایط زیر را به ارث میبرند، یا آنها را کسب مینمایند: ژنهای تغییر یافته در سلولهای بدن، سطوح غیرطبیعی هورمونها در جریان خون، یا دستگاه ایمنی ضعیف شده. امکان دارد هر یک از این عوامل باعث حساس (پذیرا) تر شدن شخص نسبت به سرطان شود.
یکی از راههایی که دانشمندان میدانند ژنها نقشی مهم در ایجاد سرطان ایفا میکنند از مطالعه خانوادههای نادر خاصی حاصل میشود که اعضای آنها در طی چند نسل به سرطانهای مشابهای دچار میشوند. بهنظر میآید در این خانوادهها ژن تغییر یافتهای منتقل میشود که با خود بالا بودن احتمال ابتلا به سرطان را به همراه دارد. چند ژن شناسایی شدهاند که احتمال دچار شدن شخص به سرطانهایی خاص (بهعنوان مثال، سرطان روده بزرگ، پستان، و تخمدان) را بسیار افزایش میدهند. تنها درصد بسیار اندکی از کل جمعیت دارای نسخههای غیرطبیعی این ژنها هستند. سرطانهایی که این ژنها باعث ایجاد آنها میشوند، و آنها را سرطانهای خانوادگی مینامند، تنها دو تا پنج درصد از کل موارد بروز سرطان را تشکیل میدهند.
ممکن است تغییرات ژنی در ایجاد تفاوتهای فردی از نظر حساسیت به مواد سرطانزای (کارسینوژنهای) زیست محیطی هم نقش داشته باشد. بهعنوان مثال، افراد مختلف از نظر توانایی حذف عوامل سرطانزایی که بدنشان در معرض آنها قرار گرفته است، یا از لحاظ توانایی در تعمیر صدمهای که در اثر قرارگیری در معرض این مواد به DNA وارد میشود، با هم تفاوت دارند. امکان دارد این تغییرات ژنی هم در خانوادهها انتقال یابد و باعث بالاتر رفتن نرخ ایجاد سرطان در این خانوادهها شود. ممکن است بالاتر بودن نرخ بروز سرطان در خانوادهها با قرار گرفتن آنها در معرض فاکتورهای زیست محیطی یکسان هم ربط داشته باشد، مانند رژیمغذایی یا قرار گرفتن در معرض مواد سرطانزا در محل کار.
رشتههای محکم به هم پیچ خورده DNA دستورالعملهایی را حمل میکنند که به سلولها امکان میدهد پروتئینها را بسازند؛ این رشتهها در واحدهایی به نام کروموزوم بستهبندی شدهاند. زیر واحدهای DNA را ژن مینامند.
یکی از اهداف اصلی رشته رو به رشدی در تحقیقات سرطان، که همهگیرشناسی مولکولی نامیده میشود، شناسایی تغییرات ژنی است که احتمال ایجاد سرطان در شخص را، پس از آنکه در معرض ماده سرطانزای زیست محیطی قرار گرفت، افزایش یا کاهش میدهد.
عوامل محافظ
قرار گرفتن در معرض مواد سرطانزا تنها یک بخش از آن چیزی را تشکیل میدهد که تعیین میکند چه کسی به سرطان دچار میشود. بهعنوان مثال، برخی از افراد سیگاری به سرطان ریه مبتلا نمیشوند، و در تمام زنانی که دچار عفونت ویروس پاپیلوم انسانی میباشند (به صفحه 9 مراجعه شود)، سرطان گردن رحم ایجاد نمیشود. دانشمندان معتقدند که شاید تعدادی ژن محافظ، یا عوامل دیگری مانند میوه و سبزی موجود در رژیمغذایی، به پیشگیری بیماری کمک میکند.
کنش متقابل فاکتورهای زیست محیطی و ژنها
عوامل زیست محیطی مانند ویروسها، نورخورشید، و مواد شیمیایی در سرتاسر عمر با سلولهای بدنمان بر هم کنش دارند. سازوکارهای (مکانیسمهای) تعمیر صدمه وارده به ژنها و گزینههای مناسب سبک زندگی (پوشیدن لباس محافظ به هنگام قرار گرفتن در معرض نور خورشید یا عدم استعمال دخانیات)، به حفاظت از ما در هنگام قرار گرفتن در معرض مواد خطرناک کمک میکند. اما، به مرور زمان، امکان دارد مواد موجود در محیط زیست باعث ایجاد تغییراتی در ژنها شود، که این تغییرات در داخل سلولهای بدن ما تجمع مییابد. گرچه بسیاری از این تغییرات هیچ تأثیری بر سلامت شخص مربوطه ندارد، ممکن است تغییرات دائمی در ژنهای خاص به ایجاد سرطان منتهی شود.
احتمال ایجاد سرطان در یک شخص خاص در پاسخ (واکنش) به عمل زیست محیطی ویژه به چند فاکتور زیر بستگی دارد که با هم برهمکنش دارند: مدت زمان و تعداد دفعات قرار گرفتن در معرض مادهای خاص، قرار گرفتن در معرض عوامل دیگر، فاکتورهای ژنتیکی، رژیمغذایی، سبک زندگی، سلامتی، سن، و جنسیت. بهعنوان مثال، امکان دارد رژیم غذایی و مصرف نوشابههای الکلی و داروهای خاص بر سطوح موادی شیمیایی در داخل بدن تأثیر گذارد که این مواد سرطانزا را تجزیه میکنند.
به دلیل اثرات متقابل و پیچیده تعداد زیادی از عوامل، نمیتوان پیشبینی نمود که آیا قرار گرفتن در معرض فاکتور زیست محیطی ویژه باعث ابتلا شخصی خاص به سرطان میشود. میدانیم فاکتورهای ژنتیکی و زیست محیطی خاص خطر ایجاد سرطان را افزایش میدهند، اما بهندرت میتوان مطمئن بود کدام ترکیب از عوامل مسئول ایجاد سرطان در شخصی خاص است، و این بدان معنی هم میباشد که معمولاً نمیدانیم چرا یک نفر دچار سرطان میشود اما این بیماری در یک نفر دیگر به وجود نمیآید.
تأثیر متقابل عوامل
الگوهای خاصی از تغییرات ژنی و قرار گرفتن در معرض عوامل زیست محیطی وجود دارد که باعث حساستر یا مقاومتر شدن افراد به سرطان میشود. یکی از زمینههای چالشبرانگیز تحقیقات امروزی تلاش در شناسایی ترکیبهای بینظیری از این عوامل است که توضیح میدهد چرا یک نفر دچار سرطان میشود اما در یک نفر دیگر این بیماری بهوجود نمیآید.
ماهیت سرطان
بیش از 100 نوع سرطان وجود دارد. سرطان در داخل سلول، یعنی بلوک اصلی سازنده تمام چیزهای زنده، شروع میشود. در حالت طبیعی، هنگامیکه بدن به سلولهای بیشتری احتیاج دارد، سلولهای مسنتر میمیرند و سلولهای جوانتر تقسیم میشوند تا سلولهای جدیدی تشکیل شود و جای آنها را بگیرد. اما هنگامیکه سرطان ایجاد میشود، فرآیند منظم تولید سلولهای جدید فرو میپاشد. سلولها به هنگامی به تقسیم شدن خود ادامه میدهند که بدن به سلولهای جدید احتیاج ندارد، و رشد یا تودهای اضافی از سلولها به نام تومور تشکیل میشود. به مرور زمان، ممکن است تغییراتی در سلولهای تومور صورت گیرد، که در نتیجه آن، سلولهای تومور به بافتهای نرمال حمله کنند و مزاحم عملکرد این بافتها شوند.
سالها طول میکشد تا تومور تکامل یابد و برای ردیابی و گسترش آن به دیگر قسمتهای بدن حتی به مدت زمان بیشتری احتیاج میباشد. بهعنوان مثال، در افرادی که به دلیل کشیدن سیگار در معرض مواد سرطانزا قرار میگیرند، معمولاً تا 20 الی 30 سال سرطانی بهوجود نمیآید که بتوان آن را ردیابی نمود.
شواهد زیادی در دست است حاکی از آن که تغییرات دائمی در ژنهای ما مسئول ایجاد تومور میباشد. امکان دارد این تغییرات به ارث برده شوند یا افراد آنها را در طول زندگی خود کسب نمایند. دانشمندان بیش از 300 ژن تغییر یافته را شناسایی نمودهاند که امکان دارد در ایجاد تومور نقش داشته باشند. تغییردر ژنهای پیشبرنده رشد، که آنها را ژنهای سرطان یا آنکوژن مینامند، امکان دارد به سلول علامت بدهد که بدون کنترل تقسیم شود، مشابه پدال گازی که تا ته پایین رفته و گیر کرده باشد. از طرف دیگر، تغییر در ژنهای سرکوبکننده تومور، که در حالت طبیعی بهعنوان ترمز سلولهای تقسیم شونده عمل میکنند، به سلولهای دارای DNA آسیب دیده امکان میدهد به تقسیم شدن خود ادامه دهند، بهجای آن که DNA را تعمیر نماید یا سلولهای صدمه دیده را حذف کند.
تغییر در ژنهای پیشبرنده رشد، که آنها را ژنهای سرطان مینامند، ممکن است به سلول علامت دهد بدون کنترل تقسیم شود. تغییر در ژنهای سرکوبکننده تومور به سلولهای دارای DNA آسیب دیده امکان میدهد به تقسیم شدن ادامه دهند، بهجای آن که DNA را تعمیر نماید یا سلولهای آسیب دیده را حذف کند
یکی از توضیحات برای این واقعیت که فراوانی بروز سرطان در افراد مسنتر بیشترمی باشد ممکن است این باشد که برای تشکیل تومور لازم است چند تغییر ژنی در سلول ایجاد شود و این تغییرات با پیر شدن انسانها تجمع یابد.
انواع تومور
تومورها بهعنوان تومورهای خوشخیم یا بدخیم طبقهبندی میشوند. تومورهای خوشخیم سرطانی نیستند و به دیگر قسمتهای بدن گسترش نمییابند.
تومور بدخیم میتواند متاستاز کند. متاستاز فرآیندی است که در طول آن سلولهای سرطانی از تومور فرار میکنند، وارد جریان خون یا دستگاه لنفاوی میشوند، و به قسمتهای مجاور محل قرارگیری تومور اولیه و در نهایت به مکانهای دور از آن گسترش مییابند. ممکن است برخی از تومورهای خوشخیم، به مرور زمان، بهصورت تومورهای بدخیم درآیند. ایجاد تومورهای بدخیم مراحل متعددی را در بر میگیرد که در طی چند سال اتفاق میافتد. هرچه توموری زودتر ردیابی شود، احتمال اینکه به دیگر قسمتهای بدن گسترش یافته باشد کمتر خواهد بود. در 25 سال گذشته، در مشخص نمودن رویدادهای مولکولی که با بدخیم شدن سلول طبیعی صورت میگیرد، و درباره ژنهای مهمی که تصور میشود در این کار درگیر باشند، پیشرفتهای عظیمی حاصل شده است.
اکثر سرطانها را برحسب اندام یا نوع سلولی که رشد سرطان در آن شروع میشود نامگذاری میکنند، مانند سرطان ریه، معده، پستان، یا روده بزرگ. اما برخی از نامهای سرطانهای دیگر به این اندازه روشن نیست. ملانوم سرطان سلولهای واقع در پوست، چشم، و در برخی از بافتهای دیگر به نام ملانوسیت میباشد که رنگدانه (پیگمان) میسازند. لوسمی سرطان سلولهای خون و لنفوم سرطانی است که در دستگاه لنفاوی آغاز میشود.
کارسینوم سرطانی است که در بافتهایی ایجاد میشود که آستر سطوح اندامهای خاص مانند ریه، کبد، پوست، یا پستان را تشکیل میدهند. این بافت را بافت اپیتلیال مینامند. بهعنوان مثال، سرطانهایی که در بافت اپیتلیال اندامهای خاص ایجاد میشود را کارسینوم ریه، یا کارسینوم پستان مینامند. گروهی دیگر از سرطانها را سارکوم مینامند، که این سرطانها در سلولهای استخوان، غضروف، چربی، بافت همبند (پیوندی)، و ماهیچه ایجاد میشوند.
چه موادی در محیط زیست وجود دارد که میدانیم، یا احتمال میدهیم، باعث ایجاد سرطان در انسان شوند؟ این مواد در چه جاهایی یافت میشوند؟
توتون
قرار گرفتن در معرض فرآوردههای توتون عامل اصلی تقریباً یک سوم تمام مرگومیر سالیانه ناشی از سرطان میباشد. کشیدن سیگارت، سیگار برگ، و پیپ، جویدن توتون، انفیه، و قرار گرفتن در معرض دود توتون موجود در محیط (ETS یا environmental tobacco smoke یا دود سیگار دست دوم) همگی با افزایش خطر سرطان مرتبط هستند. کشیدن سیگارت، سیگار برگ، و پیپ را با سرطانهای ریه، دهان، مثانه، روده بزرگ، کلیه، گلو، حفره بینی، حنجره، مری، لب، معده، گردن رحم، کبد، و لوزالمعده، و به لوسمی ربط دادهاند؛ توتون بدون دود با سرطانهای دهان مرتبط است؛ و ETS در ایجاد سرطان ریه نقش دارد. دود سیگار حاوی بیش از 100 ماده سرطانزا است. خطر سرطان دهان، حنجره، و مری در بین سیگاریهایی که مشروبات الکلی مینوشند بیشتر از سیگاریهایی است که مشروب الکلی مصرف نمیکنند.
رژیم غذایی/ وزن بدن / عدم فعالیت بدنی
چون تعداد معدودی رابطه قطعی بین مواد غذایی و سرطان وجود دارد، در گزارش مواد سرطانزا به اثرات مواد غذایی خاص که به سرطان مربوط میشود اشاره نمیکنند. اما محققان در چند بررسی نشان دادهاند که با مصرف مقدار زیادی گوشت قرمز و کنسرو شده، و نمک، احتمالاً خطر سرطان روده بزرگ و راستروده و سرطان معده افزایش مییابد. همچنین شواهدی در دست است که شاید با استفاده از رژیم غذایی که در آن مقدار زیادی میوه و سبزی وجود دارد بتوان خطرات سرطانهای مری، معده، و روده بزرگ و راستروده را کاهش داد.
بهنظر میآید داشتن اضافه وزن یا چاق بودن، پس از توتون، یکی از مهمترین علل برطرف شدنی ایجاد سرطان باشد. در مطالعات گستردهای که محققان درباره جمعیتها انجام دادهاند، مشخص شده است که همواره بین چاقی و انواع خاصی از سرطان رابطهای وجود دارد. محکمترین پیوندها بین چاقی و سرطان پستان در زنان مسنتر و بین چاقی و سرطانهای لایه درونی رحم، کلیه، روده بزرگ، و مری بهدست آمده است.
شواهدی قوی در دست است که عدم فعالیت بدنی خطر سرطان روده بزرگ و پستان را افزایش میدهد. اثر مفید ورزش در بین اشخاص بسیار فعال از همه بیشتر است. برآورد میشود که عدم فعالیت بدنی و چاقی، با هم، مسئول 25 تا 30 درصد از موارد بروز چند سرطان عمده، یعنی سرطانهای روده بزرگ و پستان (پس از یائسگی) و لایه درونی رحم و کلیه و مری، میباشد.
شاخص توده بدنی (BMI یا Body Mass Index) عددی است که وزن بدنی را نشان میدهد که برای قد شخص مربوطه تنظیم شده است. بزرگسالان 20 ساله و مسنتر از 20 سال، بر اساس BMI خود، در یکی از چهار طبقه کم وزن، دارای وزن مناسب، دارای اضافه وزن، و چاق قرار میگیرند. در افرادی که در طبقه دارای اضافه وزن یا چاق قرار دارند، خطر ابتلا به بسیاری از بیماریها، از جمله سرطانهایی خاص، بیشتر از کسانی است که در طبقه وزن مناسب قرار میگیرند. برای آن که کسی به طبقهای که در آن قرار دارد پی ببرد، باید قد خود را در نمودار مشخص نماید و در عرض نمودار حرکت کند تا به وزن خود برسد.
مشروبات الکلی
در بین کسانی که مشروبات الکلی مینوشند خطر ابتلا به سرطان بیشتر است، مخصوصاً در آنهایی که سیگار هم میکشند. سرطانهای مرتبط با نوشیدن مشروبات الکلی شامل سرطانهای دهان، گلو، کبد، و مری است. شواهدی هم در دست است که مصرف مشروبات الکلی را به سطان پستان ربط میدهد.
تابش فرابنفش
تابش فرابنفش خورشید، لامپ آفتابی (برای برنزه کردن بدن)، یا تخت برنزه کردن بدن (Tanning Beds) باعث پیری زودرس پوست و آسیب دیدن DNA میشود که امکان دارد به ملانوم و دیگر شکلهای سرطان پوست منتهی شود. موارد بروز سرطان پوست به سرعت افزایش مییابد.
ویروس و باکتری
عوامل ایجاد عفونت , مانند ویروس و باکتری، به روشنی در ایجاد چند نوع سرطان نقش دارند. یکی از ویروسهایی که از راه تماس جنسی منتقل میشود، و آن را ویروس پاپیلوم انسانی (HPV یا Human Papillomavirus) مینامند، علت اصلی بروز سرطان گردن رحم و مقعد است. در زنانی که در سن 16 سالگی، یا در سنین پایینتر، آمیزش جنسی را آغاز میکنند، یا با تعداد زیادی از مردان به این کار میپردازند، خطر ایجاد عفونت بیشتر است. آلوده شدن به HPV از شیوع بیشتر و بیشتری برخوردار میشود. اما گرچه آلوده بودن به HPV علت اصلی بروز سرطان گردن رحم است، اکثر عفونتها به ایجاد سرطان منجر نمیشود.
عفونتهای ویروسی هپاتیت B (HBV) و هپاتیت C (HCV) علل اصلی ایجاد سرطان کبد میباشند. ابتلا به HBV معمولاً در دوران کودکی صورت میگیرد و با بالا بودن خطر دچار شدن به سرطان کبد همراه است. عوامل خطر مربوط به HBV شامل تماس شغلی با فرآوردههای خونی، تزریق مواد دارویی، و رفتار جنسی پرخطر (آمیزش جنسی، بدون استفاده از وسایل یا مواد محافظتکننده، با افراد مختلف) است. برای پیشگیری از آلوده شدن به HBV میتوان از واکسن استفاده نمود. قویترین عامل خطر ابتلا به عفونت HCV تزریق مواد دارویی است، اما امکان انتقال از راه آمیزش جنسی هم وجود دارد. افرادی که پیش از سال 1989 در مورد آنها انتقال خون صورت گرفت هم ممکن است آلوده به این ویروس باشند. در حال حاضر واکسنی برای HCV وجود ندارد.
تقریباً تمام افراد بزرگسال به ویروس اپستاین بار (Epstein – Barr Virus یا Ebv)، که با برخی از انواع لنفوم ارتباط دارد، آلوده هستند.EBV ویروسی است که باعث ایجاد مونونوکلئوز (Mononucleosis یا ازدیاد گویچههای سفید یک هستهای در خون) میشود. نوع دیگری از ویروس به نام هرپس ویروس ایجادکننده سارکوم کاپوزی (KSHV یا Kaposi′S Sarcoma – Assisted Herpesvirus)، که آن را ویروس هرپس انسانی 8 (Human Herpesvirus 8 یا HHV-8) هم مینامند، با نوع خاصی از سارکوم به نام سارکوم کارپوزی ارتباط دارد. عفونت KSHV تنها از طریق تماس نزدیک رویارو، یا شخص به شخص، ایجاد میشود. در کشورهای حاشیه دریای مدیترانه و کشورهای آفریقایی، عفونت KSHV در دوران کودکی رایج است. عفونت KSHV بین مردان همجنسباز از همه بیشتر است. خطر سرطان برای افراد آلوده به KSHV یا EBV اندک است، به غیر از کسانی که دستگاه ایمنی آنها ضعیف شده است، مانند افراد مبتلا به ویروس نقص ایمنی انسانی (HIV)، که این ویروس باعث ایجاد ایدز (AIDS) میشود.
عفونتی که توسط باکتری Helicobacter Pylori ایجاد میشود بهصورت گستردهای وجود دارد و علت اصلی ایجاد زخم معده یا دوازدهه (اولسر پپتیک) و گاستریت (التهاب معده) مزمن است. باکتری H.Pylori در ایجاد سرطان معده نقش دارد. اما اکثر عفونتهای H.Pylori به ایجاد علائم یا سرطان منجر نمیشود.
تابش یونیزهکننده
تابش یونیزهکننده تابشی غیرقابل رویت با بسامد (فرکانس) بالا میباشد و ممکن است به DNA یا ژنهای موجود در داخل بدن صدمه بزند.
ما همه در معرض دوزهای بسیار پایینی از پرتوهای کیهانی (پرتوهایی که از فضای خارج از جو وارد اتمسفر کره زمین میشوند) قرار داریم. امکان دارد پرتوهای این منبع درصد بسیار اندکی (تقریباً یک درصد) از کل خطر ایجاد سرطان در انسان را تشکیل دهد.
سطح رادون (گاز رادیواکتیوی که بهطورطبیعی در غلظتهای پایین در اکثر خاکها وجود دارد) در برخی از منازل بالا است. رادون از تجزیه اورانیوم تولید میشود، که اورانیوم بهطور طبیعی سطوح پایینی از تابش یونیزهکننده را رها میسازد. سطوح بالاتر رادون را میتوان در انواع خاصی از خاکهای سنگی پیدا کرد. اثرات بهداشتی رادون اولین بار در بالا بودن سطح سرطان ریه در کارگران معادن زیرزمینی اورانیوم در سراسر جهان مشاهده شد. گاز رادون موجود در خاک دور و بر منازل از طریق ترکها و دیگر روزنههای موجود در پی (فونداسیون) به داخل منازل نشت میکند. در تقریباً یک منزل از هر 20 منزل سطح رادون بالا میباشد. گرچه خطر سرطان مرتبط با قرار گرفتن در معرض رادون در منازل بسیار کمتر از خطری است که کارگران معدنی که در معرض رادون قرار میگیرند با آن روبرو هستند، برآورد میشود که هر ساله تقریباً 20000 مورد مرگومیر ناشی از سرطان ریه به این دلیل اتفاق میافتد که افراد در منازل خود در معرض رادون قرار میگیرند. راهکارهای مختلفی وجود دارد تا افراد در منازل خود به میزان کمتری در معرض رادون قرار گیرند.
یکی دیگر از منابع تابش یونیزهکننده مواد رادیواکتیوی است که توسط بمبهای اتمی یا سلاحهای هستهای رها میشود و آن را غبار یا بارش رادیو اکتیو (Fallout) مینامند. دوزهای تابش یونیزهکننده که بازماندگان بمباران اتمی در ژاپن دریافت نمودند، به افزایش خطر لوسمی و سرطانهای پستان، تیروئید، ریه، معده، و اندامهای دیگر منجر شد. در آزمایشات بمب اتم در بالای سطح زمین که در اواخر دهه 1950 و اوایل دهه 1060 توسط دولت ایالات متحده در ایالت نوادا صورت گرفت هم مواد رادیواکتیو رها شد. در افرادی که، مخصوصاً در دوران کودکی، در معرض یک فرم رادیواکتیو ید به نام ید 131 یا I-131 که در غده تیروئید تجمع مییابد قرار میگیرند، امکان دارد خطر بیماریهای تیروئید، ازجمله سرطان تیروئید، افزایش یابد.
در طول رویههای پزشکی خاص هم افراد در معرض تابش یونیزهکننده قرار میگیرند. امکان دارد برخی از بیمارانی که برای معالجه سرطان یا بیماریهای دیگر تحت پرتودرمانی قرار میگیرند با افزایش خطر سرطان مواجه شوند. بهعنوان مثال، مشخص شده است افرادی که در دوران کودکی برای معالجه آکنه، کچلی (Ringworm یا نوعی بیماری پوستی که با تکههای حلقوی شکلی مشخص میشود و عامل آن قارچهای مختلف درماتوفیت است)، و دیگر بیماریهای سر و گردن تحت پرتودرمانی قرار میگیرند، با افزایش خطر سرطان تیروئید و دیگر تومورهای سر و گردن مواجه هستند. دوز تابشی که در رویههای تشخیص یا غربالگری بیماری استفاده میشود بسیار کمتر از دوزی است که برای درمان بیماری استفاده میکنند. در اکثر مطالعاتی که درباره اثرات درازمدت قرار گرفتن در معرض تابشی که برای تشخیص سرطان یا در غربالگری آن یا در بیماریهای دیگر استفاده میکنند به عمل آمده است، ثابت نشده است که این تابش باعث افزایش خطر سرطان میشود، اما امکان دارد قرار گرفتن در معرض این تابش با اندکی خطر همراه باشد. اما یکی از موارد استثنایی وضعیت کودکانی است که مادرشان در طول بارداری تحت رادیوگرافی تشخیصی قرار گرفتند. مشخص شد در این کودکان خطر لوسمی دوران کودکی و دیگر انواع سرطان افزایش مییابد، و در نتیجه در حالحاضر استفاده از رادیوگرافی تشخیصی در زنان باردار ممنوع است. در چند بررسی دیگر درباره زنانی که در مورد آنها، برای زیر نظر گرفتن درمان سل، برای مدت طولانی بهطور هفتگی از دوزهای کماشعه – X در ناحیه قفسه سینه استفاده میکردند، مشخص شد که خطر سرطان پستان مرتبط با کاربرد تابش افزایش مییابد.
آفتکشها
مشخص شده است نزدیک به 20 ماده مؤثر از تقریباً 900 ماده مؤثری که در آفتکشهای ثبت شده در ایالات متحده وجود دارد در حیوانات سرطانزا است، گرچه تمام این مواد مؤثر تست نشدهاند. مصرف تعدادی از آفتکشها ممنوع یا محدود شده است، از جمله اکسید اتیلن، آمیترول، برخی از علف هرزه کشهای کلروفنوکسی، ددت، دی متیل هیدرازین، هگزاکلروبنزن، هگزامتیل فسفروآمید، کلردکون، استات سرب، لیندین، میرکس، نیتروفن، و توکسافن. در مطالعاتی که در مورد افرادی که بسیاردر معرض آفتکشها قرار میگیرند، مانند کشاورزان و کارگران سمپاش و خلبانانی که روی محصولات کشاورزی مواد آفتکش پودری میپاشند و تولیدکنندگان مواد آفتکش، نرخ بروز سرطانهای خون و دستگاه لنفاوی، سرطانهای لب ،معده، ریه، مغز، و پروستات، و همچنین ملانوم و دیگر سرطانهای پوست، بالا میباشد. تا بهحال، با مطالعاتی که در مورد افراد صورت گرفته است، محققان نتوانستهاند مشخص کنند دقیقاً کدام آفتکش با کدام سرطان ارتباط دارد. بنابراین، هنوز هم در گزارش مواد سرطانزا اکثر این آفتکشها را بهعنوان موادی فهرست میکنند که امکان دارد باعث ایجاد سرطان بشوند، بهجای آن که از آنها بهعنوان موادی نامبرده شود که میدانیم سرطانزا هستند.
داروهای پزشکی
محققان نشان دادهاند برخی از داروهایی که برای درمان سرطان استفاده میشود (بهعنوان مثال، سیکلوفسفامید، کلروآمبوسیل، ملفالان) موارد بروز سرطانهای ثانویه، از جمله لوسمی، را افزایش میدهند. داروهای دیگری که بهعنوان سرکوبکننده سیستم ایمنی استفاده میشوند، مانند سیکلوسپورین و آزاتیوپرین که از آنها در مورد بیمارانی که تحت عمل پیوند اندام قرار گرفتهاند استفاده میشود، نیز با افزایش خطر سرطان، مخصوصاً لوسمی، مرتبط میباشند. اما سازمان غذا و دارو (در ایالات متحده) نشان داده است که فواید این داروها بر افزایش خطر سرطان در سالهای بعد میچربد. توصیه میشود بیماران با کمک پزشک یا دیگر متخصصان مراقبتهای بهداشتی خطرات و فواید مربوط به استفاده از دارو را سنجش کنند. برخی از داروها را با کاهش خطر سرطان ربط دادهاند. بهعنوان مثال، در برخی از مطالعات مشخص شده است در افرادی که بهطور منظم آسپیرین یا دیگر داروهای ضد التهابی غیراستروئیدی مصرف میکنند، خطر سرطان روده بزرگ کاهش مییابد. شواهد مربوط به حفاظت از افراد در برابر سرطانهای دیگر، مانند سرطان پستان یا سرطان پروستات، متناقض است.
محققان نشان دادهاند با استفاده از استروژنها برای درمان علائم یائسگی و دیگر بیماریهای زنان موارد بروز سرطان لایه داخلی رحم افزایش مییابد. علاوه بر آن، در برخی از مطالعات مشخص شده است با کاربرد استروژن خطر سرطان پستان افزایش مییابد، اما خطر سرطان روده بزرگ کمتر میشود. پروژسترون، هورمون دیگری که اینک همراه با استروژن در درمان جایگزینی هورمون در زنان مسنتر استفاده میشود، به حفاظت از افراد در برابر افزایش خطر سرطان لایه داخلی رحم کمک میکند (که این افزایش خطر سرطان لایه داخلی رحم در صورتی ایجاد میشود که در این درمان تنها استروژن بهکار گرفته شود). اما اخیراً محققان نشان دادهاند استفاده از استروژن همراه با پروژستین، که فرم سنتز شده (مصنوعی) پروژستین است، با افزایش خطر سرطان پستان، بیماری قلبی، سکته مغزی، و تشکیل لختههای خون مرتبط میباشد. در کسانی که برای مدتی طولانی از قرص ضدبارداری خوراکی استفاده میکنند، خطر سرطان لایه درونی رحم و سرطان تخمدان به میزان قابلملاحظهای کاهش مییابد، اما امکان دارد این افراد با افزایش خطر سرطان زودهنگام پستان (Early-Onset Breast Cancer) و سرطان کبد روبرو شوند. مقدار استروژن و پروژسترون موجود در قرصهای ضدبارداری خوراکی به میزان قابلملاحظهای کمتر از مقدار موجود در قرصهای سالیان گذشته است، و این به معنی آن است که خطر قرصهای امروزی احتمالاً کمتر از قرصهایی است که در گذشته مصرف میشد.
افزایش خطر سرطان لایه درونی رحم و همچنین افزایش خطر سکته مغزی و تشکیل لخته خون با کاربرد تاموکسیفن هم مرتبط میباشد. تاموکسیفن هورمونی مصنوعی (سنتز شده) است که از آن پس از جراحی سرطان پستان برای پیشگیری از برگشت این بیماری استفاده میکنند. همچنین از تاموکسیفن برای جلوگیری از سرطان پستان در زنانی استفاده میشود که به دلیل سابقه خانوادگی یا عوامل دیگر با بالا بودن خطر این بیماری مواجه هستند. در این مورد هم توصیه میشود بیماران خطرات و فواید کاربرد دارو را با کمک پزشک یا سایر متخصصان مراقبتهای بهداشتی سنجش نمایند.
دی اتیل استیل بسترول (DES یا Diethylstilbestrol) فرمی مصنوعی (سنتزشده) از استروژن است که از اوایل دهه 1940 تا سال 1971 برای زنان باردار تجویز میشد. محققان دریافتند در دختران این زنان باردار، که پیش از تولد در معرض DES قرار گرفته بودند، احتمال ایجاد نوع نادری از سرطان گردن رحم و مهبل افزایش مییابد. علاوه بر آن، زنانی که در دوران بارداری DES مصرف میکردند احتمالاً با افزایش اندکی در موارد بروز سرطان پستان مواجه میشدند. بر اساس این یافتهها، DES دیگر تجویز نمیشود، و کاربرد آن بهعنوان ماده افزودنی به غذای گله گاو ممنوع شده است.
حلالها
از مطالعات حیوانی که به عمل آمده است میدانیم، یا گمان میکنیم، چند حلال که در تینرهای رنگ، پاککنندههای رنگ و گریس، و در صنعت خشکشویی لباس استفاده میشوند سرطانزا هستند. این حلالها شامل بنزن، کربن تتراکلرید، کلروفرم، دیکلرومتان (متیلن کلراید)، تتراکلرواتیلن، و تریکلرواتیلن میباشند. مطالعات انسانی، بهجز در مورد بنزن، دلالتکننده هستند اما قاطع نمیباشند. بنابراین، به استثنای بنزن، این حلالها را بهعنوان موادی فهرست میکنند که احتمال دارد باعث ایجاد سرطان در انسان شوند.
میدانیم بنزن باعث ایجاد لوسمی در انسان میشود. بنزن بهطور گستردهای بهعنوان حلال در صنایع شیمیایی و دارویی و بهصورت یکی از اجزای سازنده بنزین مصرف میشود. بعد از سال 1997، استفاده از بنزن بهعنوان یکی از اجزای سازنده آفتکشها ممنوع شد. کارگرانی که در صنایع پتروشیمی، داروسازی، تولید فرآوردههای چرمی، و لاستیکسازی، در جایگاههای بنزین، و در صنعت حملونقل شاغل میباشند، در معرض بنزن قرار میگیرند. استنشاق هوای آلوده راه عمده تماس افراد با بنزن است. چون در بنزین مصرفی اتومبیل بنزن وجود دارد، در اطراف جایگاههای بنزین و در نواحی پر ازدحام، دود اگزوز ماشین هوا را به بنزن آلوده میکند. بنزن در دود سیگار هم وجود دارد. تخمین زدهاند که، نیمی از میزان قرار گرفتن افراد در معرض بنزن ناشی از کشیدن سیگار است؛ تقریباً نیمی از جمعیت در معرض بنزنی قرار دارند که بهعنوان فرآورده جانبی فعالیتهای صنعتی تولید میشود، و عملاً تمام مردم در معرض بنزن موجود در بنزین قرار میگیرند.
الیاف، ذرات ریز، و گرد و غبار
افراد شاغل در محیطهای گوناگون صنعتی در معرض الیاف، ذرات ریز، و گرد و غبار قرار میگیرند، و این امر با افزایش خطر سرطان مرتبط است. در محیطهای غیرصنعتی هم امکان دارد مردم در معرض این آلایندهها قرار داشته باشند. الیاف آزبست (پنبه نسوز) و تمام فرمهای تجاری آزبست برای انسان سرطانزا هستند. افزایش نرخ مزوتلیوم، سرطان نادر آستر ریه و حفره شکم، و سرطان ریه در تمام موارد در حرفههای متنوعی مشاهده شده است که کارگران در معرض آزبست قرار داشتهاند. قرار گرفتن در معرض آزبست عامل بیشترین درصد از سرطان شغلی میباشد، و کارگرانی که سیگار میکشند یا بیشترین میزان خطر روبرو هستند. الیاف آزبست به دلیل کاربرد آزبست و خرابی یا فرسودگی آن در بیش از 5000 فرآورده، از جمله فرآوردههای عایقسازی بام و عایقهای حرارتی و الکتریکی؛ لولهها و ورقههای سیمانی؛ کفپوشها؛ واشرها؛ پلاستیک؛ و فرآوردههای نساجی و کاغذ، در محیط زیست رها میشود. کارگران شاغل در عایقسازی با استفاده از آزبست، نگهداری و مراقبت و تعمیر ترمز، و شغلهای مرتبط با تخریب ساختمان، در معرض سطوح بالایی از آزبست قرار میگیرند. چون کاربرد آزبست را به شدت محدود کردهاند، اینک کل جمعیت در معرض سطح پایینتری از آزبست قرار دارد. با این وجود، امکان دارد کارگرانی که در مشاغل ساختوساز فعالیت میکنند، برق کارها، و نجارها هنوز هم به دلیل درگیر بودن در نوسازی، تعمیرات، و تخریب ساختمانها در معرض سطوح بالای آزبست قرار داشته باشند. اینک از الیاف سرامیک بهعنوان ماده عایق و جایگزین آزبست استفاده میشود. چون الیاف سرامیک میتواند درجه حرارتهای بالا را تحمل کند، از آن بهعنوان روکش کوره و اجاق (مانند کوره آهکپزی بلند) استفاده میشود. این الیاف در حیوانات آزمایشی باعث ایجاد سرطان ریه میشود. گرد و غبار سیلیس با افزایش خطر سرطان ریه در انسان مرتبط است و در محیطهای صنعتی و حرفهای مانند معادن زغالسنگ، آسیاب یا کارخانه، معادن گرانیت و فرآوری آن، در صنعت خرده سنگ و صنایع مرتبط با آن، و در عملیات ماسه سایی پیدا میشود. میدانیم گرد و غبار چوب، که با سرطانهای حفرههای بینی و سینوسها ارتباط دارد، مادهای سرطانزا برای کارگرانی است که از لباس محافظت کننده استفاده نمیکنند و بهطور منظم درگیر کار ماسه سایی (شن زنی یا سندبلاست) و تولید وسایل خانه (مبلمان) هستند.
دیاکسینها
دی اکسینها فرآوردههای جانبی و ناخواسته فرآیندهای شیمیایی هستند که حاوی کلر و هیدروکربور میباشند (هیدروکربورها مواد دارای هیدروژن و کربن هستند). دست کم 100 نوع مختلف از دی اکسین وجود دارد، و این مواد بهطور عمدی در صنایع تولید نمیشوند. دی اکسینها در رنگبری کاغذ و خمیر کاغذ؛ با سوزاندن زباله یا مواد زائد شهری، سمی، و بیمارستانی؛ در اثر آتش گرفتن وسایل و تجهیزات الکتریکی خاص؛ و در کارخانههای تصفیه سنگ معدن با گداختن (کارخانههایی که در آنها فلزات را از سنگ معدن استخراج میکنند) تولید میشوند. دیاکسینها بهعنوان آلایندههای موجود در برخی از حشرهکشها، علف هرزه کشها، و مواد نگهداریکننده یا محافظ چوب هم یافت میشوند. دیاکسینها موادی هستند که بهطور گسترده محیط زیست را آلوده میسازند، در چربیها تجمع مییابند، و به کندی تجزیه میشوند. یک دیاکسین خاص، که احتمال دارد باعث ایجاد سرطان در انسان شود، TCDD (2,3,7,8-Tetrachlorodibenzo-P-Dioxin یا 2،3،7،8- تتراکلرودی بنزو-P-دی اکسین) است که در حیوانات به شدت سرطانزا میباشد؛ و در کارگرانی که به میزان بسیار زیاد در معرض TCDD قرار میگیرند افزایش کلی در نرخ مرگومیر ناشی از سرطان گزارش شده است. خوشبختانه، اصلاحاتی که در فرآیندهای صنعتی مانند رنگبری و زبالهسوزی صورت گرفته به کاهش یافتن انتشار دیاکسین متصاعده منجر شده و سطح دیاکسینها در بدن مردم کمتر شده است. عموم مردم در معرض سطوح پایینی از TCDD قرار دارند که عمدتاً با خوردن لبنیات، ماهی، و گوشت، از جمله ماکیان، وارد بدن انسان میشود.
هیدروکربورهای معطرچند حلقهای (Polycyclic Aromatic Hydrocarbons یا Pahs)
محققان در تعدادی از مطالعات به عمل آمده نشان دادهاند در افرادی که در معرض مخلوطی از هیدروکربورهای معطر چند حلقهای (PAHS) قرار میگیرند موارد بروز سرطانهای (ریه، پوست، و دستگاه ادراری) افزایش مییابد. منبع اصلی PAHS سوزاندن مواد کربن دار است، و این مواد در اثر سوزاندن چوب و مواد سوختی در خانهها وارد هوا میشوند، و در دود اگزوز موتورهای بنزینی و گازوئیلی، در دوده، در زغال کک، در دود سیگارت و سیگار، و در مواد غذایی که با زغال کباب میشوند هم وجود دارند. علاوه بر آن، PAHS فرآوردههای جانبی آتشهای روباز، کورههای سوزاندن زباله، گاززایی زغال سنگ، و مواد متصاعد شده از آونهای زغال کک میباشند. مواد غذایی حاوی مقادیر اندکی PAHS شامل غذاهایی دودی، کباب شده، یا با زغال کباب شده، قهوه بو داده و سوسیس و کالباس است.
فلزات
ترکیبات آرسنیک با بسیاری از فرمهای سرطان پوست، ریه، مثانه، کلیه، و کبد مرتبط هستند، مخصوصاً اگر سطوح بالایی از این مواد از طریق آب نوشیدنی وارد بدن شود. علاوه بر آن، قرار گرفتن در معرض آرسنیک استنشاقی بهخاطر شغلی که کارگران دارند، مخصوصاً در استخراج معادن و تصفیه نمودن مس با گداختن سنگ مس، در تمام موارد با افزایش خطر سرطان ریه همراه بوده است. آرسنیک در مواد نگهدارنده یا محافظ چوب، شیشه، علف هرزهکشها، حشرهکشها (مورچهکشها)، و در آفتکشها وجود دارد، و یک آلاینده عمومی هوا، مواد غذایی، و آب موجود در محیط زیست است.
عمدتاً بر اساس مطالعاتی که در مورد کارگران شاغل در تأسیسات تولید برلیم صورت گرفته است، میدانیم ترکیبات برلیم باعث ایجاد سرطان ریه میشوند. از این مواد بهعنوان فلز در صنایع هوا فضایی و دفاعی؛ در اجزای الکتریکی، لولههای اشعه - X، سلاحهای هستهای، ترمز هواپیما، مواد افزودنی به سوخت موشک، ساخت هواپیماهای سبک، و تولید سرامیک؛ و بهعنوان ماده افزودنی به شیشه و پلاستیک، در کاربردهای مربوط به دندان، و درچوب گلف استفاده میشود. همچنین برلیم را به میزان بیشتر و بیشتری در صنایع برای تولید فیبر نوری و سیستمهای ارتباطاتی شبکه سلولی (تلفن همراه) بهکار میگیرند. ممکن است کارگران، به دلیل داشتن شغلهای مرتبط با فعالیتهایی که در بالا ذکر شد، و همچنین از طریق بازیافت کامپیوتر، تلفن همراه، و دیگر فرآوردههای فناوری پیشرفته، در معرض برلیم قرار گیرند. به غیر ازطریق این صنایع، افراد عمدتاً در اثر سوزاندن زغال سنگ و نفت کوره با مواد برلیمی روبرو میشوند. امکان دارد عامه مردم با استنشاق هوا، و از راه مصرف غذای آلوده به برلیم باقی مانده، در معرض مقادیر اندک برلیم قرار گیرند. گزارش شده است که برلیم در غلظت کم در آب نوشیدنی، مواد غذایی، و توتون وجود دارد.
با انجام مطالعاتی که در مورد گروههای کارگران به عمل آمد، مشخص شد که فلز کادمیم و ترکیبات کادمیم با افزایش خطر سرطان ریه ارتباط دارند. کارگرانی که بیشتر از همه در معرض این مواد قرار میگیرند آنهایی هستند که در استخراج روی و سرب از کانی ها، تولید پودر کادمیم، جوشکاری فولاد دارای پوشش کادمیم، و با لحیمهای حاوی کادمیم کار میکنند. فلز کادمیم عمدتاً برای اندود یا پوشش فلزات استفاده میشود تا از خوردگی آنها جلوگیری شود. دیگر کاربردهای کادمیم در فرآوردههای پلاستیکی و مصنوعی (سنتز شده)، در باتری، بهعنوان پایدارکننده پلی وینیل کلراید، و در قارچکشها میباشد. در فرآیندهای صنعتی درگیر در تولید این فرآوردهها، کادمیم رها شده و وارد هوا، آب سطحی، آب زیر زمینی، و خاک سطحی میشود. گیاهان خشکیزی و آبزی میتوانند کادمیم را از خاک سطحی جذب کنند و، به نوبه خود، آن را به حیوانات منتقل سازند. خاک سطحی آلوده که جذب کادمیم به داخل توتون را میسر میسازد، ممکن است، بهطور غیرمستقیم از طریق کشیدن سیگار، مسئول بیشترین میزان قرارگیری مردم در معرض کادمیم باشد. در غیرسیگاریها، مواد غذایی منبع اصلی قرارگرفتن در معرض کادمیم است.
میدانیم برخی از ترکیبات کروم باعث ایجاد سرطان ریه میشوند. صنعت فولادسازی مصرفکننده اصلی کروم است. کروم برای حفاظت لوازم جانبی، از جمله قطعات خود پیشران، در برابر خوردگی، و همچنین در آبکاری فلزات، یعنی قرار دادن لایهای از یک فلز بر روی فلزی دیگر، استفاده میشود. در فرآیند آبکاری، کروم 6، فرم سرطانزای این فلز، به فرم غیرسرطانزای کروم تبدیل میشود. این به معنی آن است که کارگرانی که با کروم 6 سر و کار دارند بیشتر از عامه مردم در خطر هستند. دیگر کاربردهای کروم شامل استفاده از آن در تحقیقات هستهای و در تحقیقات درباره درجه حرارتهای بالا؛ در صنایع نساجی و دباغی چرم؛ در رنگدانههای موجود در فرآوردههای کفپوش، کاغذ، سیمان، و آسفالت پوشش دهنده بام؛ و در ایجاد رنگ سبز زمردی در شیشههای رنگی است. کروم بهطور گستردهای در هوا، آب، خاک، و مواد غذایی پخش شده است، و احتمالاً کل جمعیت مردم در معرض برخی از این مواد حاوی کروم قرار دارند. بیشترین میزان قرارگیری در معرض کروم مربوط به تولید فولاد ضد زنگ، جوشکاری، آبکاری فلزات با کروم، و دباغی چرم است. در اکثر مواد غذایی تازه، سطح معمول آلودگی به کروم پایین میباشد.
براساس شواهد حاصل از تومورهای کلیه و مغز در مطالعات حیوانی، استات سرب و فسفات سرب احتمالاً باعث ایجاد سرطان در انسان میشوند. از استات سرب در رنگی کردن پنبه؛ برای پوشش فلزات؛ بهعنوان خشککننده رنگ، جلا (رنگ روغن یا لاک یا وارنیش)، و جوهرهای رنگدانهای (رنگهای)؛ در مواد منفجره؛ و در محلولهای شستوشو برای درمان مسموم شدن به نوعی سماق سمی (Poison Ivy) استفاده میشود. فسفات سرب بهعنوان پایدارکننده پلاستیکهای خاص و در شیشههای مخصوص کاربرد دارد. مردم عمدتاً از طریق تماس پوستی، مواد خوراکی، و استنشاق سرب، در معرض این ماده قرار میگیرند.
نیکل و ترکیبات نیکل با چند نوع سرطان در موشهای صحرایی و خانگی ارتباط دارند. در مطالعاتی که در مورد جمعیتهای انسانی انجام شده است، قرار گرفتن در معرض نیکل را به سرطانهای حفره بینی، ریه، و احتمالاً حنجره، ربط دادهاند. از نیکل در فولاد، مواد پرکننده دندان (آمالگام)، همراه با مس و فلز برنج، در آهنرباهای دائمی، در باتری، و در پوشش شفاف (لعاب یا جلا) استفاده میشود. چون نیکل در هوا، آب، خاک، مواد غذایی، و کالاهای مصرفی وجود دارد، مردم از طریق غذاهایی که میخورند، هوایی که استنشاق مینمایند، و از راه تماس پوستی، در معرض این فلز قرار میگیرند.
ذرات موجود در دود اگزوز موتورهای گازوئیلی
به دلیل بالا بودن نرخ سرطان ریه در گروههایی که در معرض دود اگزوز موتورهای گازوئیلی قرار دارند، مانند کارگران راهآهن و کارگران معادن و کارگران شاغل در گاراژ اتوبوسها و کارگران شرکتهای حمل کالا با کامیون و مکانیکهای اتومبیل و افرادی که در دور و بر ژنراتورهای گازوئیلی کار میکنند، گمان میرود ذرات موجود در دود اگزوز موتورهای گازوئیلی سرطانزا باشد. خطر سرطان برای افرادی که بهطور روزانه در معرض سطوح پایینتری از دود اگزوز موتورهای گازوئیلی قرار میگیرند مشخص نمیباشد.
توکسینهای موجود در قارچ
آفلاتوکسینها موادی سرطانزا هستند که توسط انواع خاصی از قارچهایی تولید میشوند که بر روی مواد غذایی رشد میکنند. غلات و بادامزمینی رایجترین مواد غذایی هستند که این قارچها بر روی آنها رشد مینمایند. گوشت، تخم مرغ، و شیر حاصل از حیواناتی که غذای آلوده به آفلاتوکسین میخورند دیگر منابع قرار گرفتن انسان در معرض آفلاتوکسینها میباشند. کارگران بخش کشاورزی، اگر گرد و غبار غلات آلوده معلق در هوا را استنشاق کنند، بهطور بالقوه در خطر قرار میگیرند. قرار گرفتن در معرض سطوح بالای آفلاتوکسینها خطر سرطان کبد را افزایش میدهد. در اکثر کشورها، پیش از فرآوری بادامزمینی آن را از نظر حضور آفلاتوکسین، غربالگری میکنند. در کشورهای در حال توسعه که غربالگری این قارچها صورت نمیگیرد، خطر قرار گرفتن در معرض آفلاتوکسین بیشتر است.
وینیل کلراید
وینیل کلراید، که گاز بیرنگی است، در انسان باعث ایجاد سرطان میشود و با سرطان ریه و آنژیوسارکومهای (تومورهای رگهای خونی) کبد و مغز مرتبط است. از این ماده تقریباً تنها در صنعت پلاستیک در تولید بسیاری از کالاهای مصرفی، از جمله ظروف، نوار لفاف، عایقهای لوازم برقی، لولههای آب و زهکش، شیلنگ (لوله لاستیکی)، مواد کفپوش، پنجره، و کارتهای اعتباری، استفاده میشود. ممکن است عمدتاً کارگرانی که در صنعت پلاستیک کار میکنند در معرض این ماده قرار داشته باشند، و افرادی که از فرآوردههای نهایی مانند مواد پوششدهنده دیوار یا شیلنگ استفاده میکنند در معرض وینیل کلراید قرار نگیرند. تصور میشود صنایع پلاستیکسازی منبع عمده رها شدن وینیل کلراید در محیط زیست صنایع باشد. افرادی که در نزدیکی کارخانه پلاستیکسازی زندگی میکنند از طریق استنشاق هوای آلوده در معرض این ماده قرار میگیرند، اما افرادی که دور از کارخانه پلاستیکسازی هستند تقریباً در معرض وینیل کلراید قرار نمیگیرند.
بنزیدین
بنزیدین یکی از اولین مواد شیمیایی بود که تشخیص داده شد با افزایش خطر سرطان در انسان ارتباط دارد. حتی در سال 1921 گزارش شد افزایش موارد سرطان مثانه به بنزیدین مربوط میباشد، که از این ماده در تولید بیش از 250 رنگ با پایه بنزیدین در فرآوردههای نساجی، کاغذ، و چرم استفاده میکنند. اینک میدانیم قرار گرفتن انسان در معرض بنزیدین یا رنگهای دارای پایه بنزیدین باعث ایجاد سرطان میشود. این رنگها، پس از وارد شدن به بدن انسان، به بنزیدین تبدیل میشوند. در اکثر موارد، رنگهایی که در اثر متابولیسم به بنزیدین تبدیل میشوند تنها در مجاورت کارخانههای تولید رنگ و رنگدانه خطرناک هستند، که امکان دارد در این محلها مواد زائد نفوذ کند یا آنها را در این محلها تخلیه کنند.
|
فلز
|
سرطان
|
موجود
در
|
آیا برای انسان
سرطانزا است؟
|
کارگرانی که در معرض آن قرار دارند
|
| آرسنیک |
پوست، ریه، مثانه، کلیه، کبد |
مواد نگهدارنده یا محافظ چوب |
بله |
شاغل در تصفیه سنگ معدن حاوی آرسنیک از طریق گداختن آن و در کاربری آفتکشها و مواد نگهدارنده یا محافظ چوب |
| برلیم |
ریه |
سلاح هستهای، سوخت موشک، سرامیک،شیشه، پلاستیک، فرآوردههای فیبر نوری |
بله |
کارگران معدن سنگ برلیم و تولیدکنندگان آلیاژ آن، تولیدکنندگان فسفر، کارگران سرامیکساز، تکنیسینهای موشکسازی، کارگران راکتورهای اتمی، کارگران تجهیزات الکتریکی و الکترونیکی، و جواهرسازان |
| کادمیم |
ریه |
پوشش فلزات، فرآوردههای پلاستیکی، باتری، قارچ کشها |
بله |
شاغل در تصفیه سنگ معدن روی و سرب از طریق گداختن آنها، در تولید و فرآوری و کار با پودر کادمیم، در جوشکاری یا ذوب دوباره فولاد دارای روکش کادمیم، و در کار با لحیمهای حاوی کادمیم |
| کروم |
ریه |
قطعات خود پیشران، کفپوش، کاغذ، سیمان، بام آسفالتی، آبکاری فلزات برای جلوگیری از خوردگی |
بله |
شاغل در تولید فولاد ضد زنگ و جوشکاری، در تولید کرومات، در آبکاری با کروم، در تولید آلیاژهای فروکروما |
| سرب |
کلیه، مغز |
رنگهایی که برای رنگ کردن پنبه استفاده میشود، پوشش فلزات، خشککننده رنگ، وارنیش (جلا یا رنگ روغن)، و جوهرهای رنگدانهای، در پلاستیکهای خاص، و در شیشههای ویژه |
احتمالاً سرطانزا است |
شاغل در ساختوسازی که جوشکاری، برش، لحیمکاری با آلیاژی از مس و روی یا جوش برنج، یا شنسایی (سند بلاست) سطوح پوشیده با رنگ سربی را در بر میگیرد، اکثر کارگران تصفیه کردن سنگ معدن از طریق گداختن آن، از جمله تصفیه کردن سرب با گداختن، که در این فرآیند سرب از باتری بازیافت میشود؛ در محلهای تعمیر رادیاتور |
| نیکل |
حفره بینی، ریه |
فولاد، مواد پرکننده دندان (آمالگام)، مس و فلز برنج، آهنرباهای دائمی، باتری، پوشش شفاف (لعاب یا جلا) |
فلز نیکل احتمالاً سرطانزا است. ترکیبات نیکل بله |
سازندگان باتری، سازندگان سرامیک، آبکاران فلزات، لعاب (مینا) کارها، شیشه برها، جواهرسازان، فلز کارها، کارگران معادن نیکل، کارگران تصفیه خانهها و تصفیه سنگ معدن از طریق گداختن آن، کارگران شاغل درکارهای مرتبط با رنگ و جوشکارها |
برخی از راههای کاهش دادن خطر سرطان و ردیابی نمودن سرطان در مراحل اولیه آن
دست کم دو سوم از موارد بروز سرطان در اثر عوامل زیست محیطی ایجاد میشود. بسیاری از این سرطانها با عوامل مربوط به سبک زندگی مربوط هستند که میتوان آنها را تعدیل یا اصلاح نمود، مانند کشیدن سیگار، مصرف مشروبات الکلی، رژیم غذایی نامناسب، عدم فعالیت بدنی، و داشتن اضافه وزن یا چاقی. بهعنوان مثال، با مصرف نکردن فرآوردههای توتون میتوان از یک سوم از تمام موارد مرگومیر ناشی از سرطان جلوگیری نمود. بهنظر میآید که، بعد از توتون، داشتن اضافه وزن یا چاق بودن مهمترین علت قابل پیشگیری ایجاد سرطان باشد.
علاوه بر انتخاب سبک زندگی، میتوان احتیاطاتی را در منزل و در محل کار رعایت نمود و میزان قرار گرفتن در معرض دیگر مواد خطرناک را کاهش داد. برخی از توصیههایی که میتوان برای کاهش دادن خطر ابتلا به سرطان از آنها پیروی کرد به شرح زیر است:
- سیگارت، پیپ، یا سیگار برگ نکشید. از جویدن توتون یا استعمال انفیه خودداری نمایید. استفاده از فرآوردههای توتون با انواع متعددی از سرطان مرتبط است.
- اگر اضافه وزن دارید وزن خود را کاهش دهید. در زنان مسنتر، چاقی رابطهای قوی با سرطان پستان و سرطانهای لایه درونی رحم، کلیه، روده بزرگ، و مری دارد.
- بهطور منظم و دست کم به مدت 30 دقیقه در روز در بیشتر روزهای هفته ورزش کنید. شواهد قوی در دست است که ورزش بهتنهایی خطر سرطان روده بزرگ و پستان را کاهش میدهد. در اکثر افراد بسیار فعال، این خطر کمتر میشود.
- از خوردن غذای پرکالری و پرچربی خودداری نمایید. فقدان فعالیت بدنی و خوردن مقدار زیادی غذای پرکالری علت اصلی چاقی است.
- از خوردن مقدار زیادی گوشت قرمز و کنسرو شده، نمک، و غذای نگهداری شده (خوابانده) در نمک اجتناب کنید. امکان دارد این مواد غذایی خطر سرطانهای روده بزرگ و راستروده و معده را افزایش دهند.
- رژیم غذایی روزانه شما باید شامل غذاهای متنوع از منابع گیاهی باشد، مانند میوه تازه، سبزیجات، غلات سبوس نگرفته، و نان و مواد دیگری که از گندم سبوس نگرفته تهیه شده است. در میوه و سبزی موادی وجود دارد (مانند آنتیاکسیدانها) که به دفاع از بدن در برابر عوامل سمی و بیماری کمک میکنند.
- مشروبات الکلی نخورید، مصرف مشروبات الکلی با سرطانهای دهان، گلو، مری، حنجره، کبد، و پستان مرتبط است.
- با اجتناب از قرار گرفتن در معرض نور آفتاب به هنگام نیمروز (10 صبح تا 4 بعدازظهر که نور آفتاب از هر زمان دیگری شدیدتر است)، پوشیدن لباس محافظ بدن، و با استفاده از کرم یا لوسیون ضدآفتاب، نگذارید بدن شما بیش از اندازه در معرض نور آفتاب قرار گیرد، مخصوصاً اگر رنگ پوست شما روشن باشد. با محافظت از بدن در برابر پرتوهای خورشیدی میتوان از بروز بسیاری از موارد سرطان پوستی پیشگیری نمود که هر ساله تشخیص داده میشود. از کاربرد تخت برنزه کردن بدن و دیگر روشهای قرار دادن بدن خود در معرض نور مصنوعی یا پرتو فرابنفش خودداری کنید.
- از عفونتهای ویروسی یا باکتریایی اجتناب نمایید:
- از فعالیتهای جنسی بدون استفاده از وسایل یا مواد محافظ، یا از هر گونه آمیزش جنسی خطرناک که امکان دارد به عفونتهای HIV، HPV ،هپاتیت B، یا هپاتیت C منجر شود، خودداری نمایید.
- داروهای مانند هروئین یا کوکائین را به خود تزریق نکنید، زیرا امکان دارد به عفونتهای HIV، هپاتیت B، یا هپاتیت C منجر شود.
- واکسن هپاتیت B بزنید، که برای افرادی که 18 سال یا کمتر سن دارند رویهای آسان و بیخطر است. همچنین، اگر سن شما از 18 سال بیشتر است و در خطر عفونت قرار دارید، این واکسن را بزنید. افرادی که در خطر میباشند شامل کارکنان شاغل در مراقبتهای بهداشتی، معتادانی که مواد مخدر در ورید خود تزریق میکنند، و مردان همجنسباز است. در حال حاضر، برای هپاتیت C واکسنی وجود ندارد.
- اگر دچار ناراحتی مزمن معده هستید به پزشک مراجعه کنید، زیرا امکان دارد عفونت H.Pylori عامل این ناراحتی باشد، و میتوان این عفونت را درمان نمود.
- اگر دچار عفونت HIV یا هپاتیت C هستید، به پزشک مراجعه نمایید و از درمانهای توصیه شده پیروی کنید. این عفونتها خطر ایجاد سرطانهایی خاص را افزایش میدهند.
- چون امکان دارد قرار گرفتن مکرر در معرض اشعه – X تشخیصی مضر باشد، درباره لزوم انجام تصویربرداری با اشعه – X ، و در مورد استفاده از محافظ برای حفاظت نمودن از دیگر قسمتهای بدن در طول این تصویربرداری، با پزشک خود صحبت کنید.
- از تماس گرفتن با آفتکشها پرهیز کنید. قرار گرفتن در معرض آفتکشها عمدتاً از طریق پوست صورت میگیرد. پس از تماس بدن با آفتکش، باید به سرعت بدن را شستوشو داد.
- به هنگام کار با حلالها، باید مطمئن شوید که اتاق کاملاً تهویه میشود. در صورت امکان در بیرون از منزل کار کنید یا پنجرهها را باز کنید.
- اگر در محیطی کار میکنید که در آن در معرض تراکم بالایی از ذرات ریز، الیاف، و گرد و غبار قرار دارید، ماسک محافظ مناسب را روی بینی و دهان خود قرار دهید و مطمئن شوید ماسک به طرز صحیح روی صورت شما قرار گرفته است و مانع از دید شما نمیشود.
- به هنگام سر و کار داشتن با مواد شیمیایی در منزل یا محل کار، از روشهای صحیح انجام کار استفاده کنید. از تجهیزات مناسب محافظتکننده از پرسنل استفاده نمایید، تجهیزات محافظتکننده را در وضعیت خوب نگهداری کنید، ریزشها را بلافاصله تمیز کنید، تا حد ممکن سطوح کاری را عاری از گرد و غبار و مواد شیمیایی نگهدارید، و از روشهای تمیز کردن تر(مرطوب) استفاده نمایید تا گرد و غبار ایجاد نشود.
- بدانید که مشخص شده است حرفههایی خاص با بالا بودن خطر سرطان ارتباط دارند. برخی از این مشاغل شامل نقاشی، مبلسازی، کار در صنایع آهن، فولاد، زغال سنگ، و لاستیک، و کار تولید یا تعمیر پوتین و کفش است.
- در محل کار خود درباره ورقههای حاوی دادههای مربوط به ایمنی مواد (Material Safety Data Sheets یا MSDSS) پرس و جو کنید. این ورقههای MSDSS اسنادی هستند که تولیدکنندگان فرآوردههای شیمیایی ملزم میباشند برای تمام فرآوردههایی تهیه نمایند که در آنها مواد خطرناک وجود دارد. در ورقه MSDSS، درباره سمیت مواد، اینکه آیا این مواد سرطانزا به حساب میآیند، سطوح توصیه شده قرار گرفتن در معرض اجزای تشکیلدهنده فرآورده، و در مورد احتیاطات مناسب که باید رعایت شود یا تجهیزات شخصی محافظتکننده مناسبی که بر تن داشتن آنها توصیه شده است، اطلاعاتی ارائه میشود. کارفرمایان ملزم هستند MSDSSها را در دسترس کارگران قرار دهند و درباره اطلاعات موجود در این ورقهها کارکنان خود را مطلع کنند/ آموزش دهند.
- مطمئن شوید کارفرمای شما کنترلهای مهندسی مناسب مانند تهویه محلی دود اگزوز را نصب کرده است.
ردیابی سرطان در مراحل اولیه آن
گاهی اوقات نمیتوان از قرار گرفتن در معرض مواد سمی اجتناب نمود. برخی از رویههای تشخیصی میزان قرارگیری در معرض مواد موجود در محیط زیست را کاهش نمیدهند، اما ممکن است با استفاده از آنها بتوان سرطان را در مراحل اولیه آن، و پیش از آنکه به دیگر قسمتهای بدن گسترش یابد، ردیابی نمود.
- به ارائههنده مراقبتهای بهداشتی اطلاع دهید در محل کار یا منزل خود از چه موادی استفاده میکنید. ارائهدهنده مراقبتهای بهداشتی شما، با در دست داشتن این اطلاعات، میتواند تستهای غربالگری پزشکی مناسب برای ردیابی مراحل اولیه سرطان را انجام دهد.
- از پزشک خود بپرسید که آیا به دلیل سابقه پزشکی یا خانوادگی خود، یا بهخاطر داروهای پزشکی که مصرف میکنید، با بالا بودن خطر ابتلا به سرطان روبرو هستید. ممکن است پزشک توصیه کند رویههای مناسب غربالگری انجام شود.
- تست غربالگری مربوط به سرطانهای زیر را بهطور منظم انجام دهید:
- پستان: بهترین روش پیدا کردن سرطان پستان، پیش از ظاهر شدن علائم بیماری، انجام دادن ماموگرام یعنی رادیوگرافی پستان است. چند سازمان توصیه میکنند، بعد از سن 40 سالگی، ماموگرام هر ساله یا هر دو سال یکبار انجام شود. زنانی که با بالا بودن خطر سرطان پستان روبرو هستند، باید درباره انجام غربالگری پیش از سن 40 سالگی، و در مورد دفعات انجام غربالگری، راهنمایی متخصصان را جویا شوند.
- گردن رحم: موفقترین ابزاری که در غربالگری سرطان گردن رحم استفاده میشود تست پاپ یا پاپ اسمیر است. برخی از سازمانها توصیه میکنند در مورد زنانی که نتیجه دست کم سه تست پاپ پیاپی آنها منفی است، این تست به دفعات کمتری انجام شود.
- روده بزرگ و راستروده: از چند تست غربالگری برای پیدا کردن سرطان روده بزرگ و راستروده استفاده میکنند. اگر خانواده شخصی دارای سابقه پزشکی ابتلا به سرطان روده بزرگ و راستروده است، یا سن او از 50 سال بیشتر باشد، امکان دارد پزشک توصیه نماید یک یا تعدادی از تستهای زیر انجام شود: تست خون مخفی مدفوع که در آن مقادیر اندک خون موجود در مدفوع را وارسی (چک) میکنند؛ آندوسکوپی خم روده که در آن از یک لوله مجهز به منبع روشنایی برای معاینه روده بزرگ و قسمت پایینی روده بزرگ استفاده میشود؛ آندوسکوپی روده بزرگ که آن را برای دیدن کل روده بزرگ و راستروده انجام میدهند. در انجام آندوسکوپی خم روده یا آندوسکوپی روده بزرگ میتوان بافت غیرطبیعی را از بدن خارج کرد و زیر میکروسکوپ معاینه نمود.
-
مراقب تغییراتی باشید که در بدن شما صورت میگیرد. ممکن است سرطان علائم متنوعی ایجاد نماید که برخی از آنها به شرح زیر است:
- ضخیم شدن قسمتی از بدن یا تشکیل توده در آن
- تغییر آشکار در زگیل با خال گوشتی
- زخمی که التیام نمییابد
- سرفه آزارنده یا گرفتگی صدا یا سینه
- تغییر در عادات مربوط به اجابت مزاج یا دفع ادرار
- سوء هضم یا سخت شدن بلع غذا
- تغییرات در وزن که توضیحی برای آن وجود ندارد.
- خونریزی یا ترشحات غیرعادی
اما باید دانست این علائم همواره در اثر ابتلا به سرطان ایجاد نمیشود. اگر این تغییرات فیزیکی، یا تغییرات فیزیکی دیگر، برای مدتی ادامه یابد، باید به پزشک مراجعه نمود. اما در سرطانهایی خاص هیچ علائم آشکاری دیده نمیشود، و بنابراین توصیه میکنند معاینات عادی (روتین) بدنی انجام شود.
- آگاه و مطلع بمانید و آیندهنگر باشید.
- پرسشهایی که دارید را با پزشک خود در میان بگذارید
- اگر گمان میکنید در محل کار یا منزل خود در معرض مادهای سرطانزا میباشید، تلاش نمایید اطلاعات بیشتری درباره آن بهدست آورید.
- در فعالیتهایی درگیر شوید که هدف از آنها کاهش دادن میزان قرارگیری در معرض مواد سرطانزا است. سازمانهای دولتی، صنایع، افراد حرفهای دستاندرکار امور بهداشتی، و افراد دیگر همگی میتوانند به کاستن از خطرات موجود در محیط زیست کمک نمایند. بهعنوان مثال، لازم است در بسیاری از بخشهای جامعه، از جمله در خانوادهها و مدارس و مهدکودکها و شرکتهای تولید مواد غذایی و رستورانها و محلهای (سایتهای) کار و سیستمهای مراقبتهای بهداشتی و سازمانهای حملونقل و برنامهریزی شهری، تلاشهایی به عمل آید که فعالیت بدنی افزایش یابد و افراد تشویق شوند غذاهای مناسب بخورند تا از این طریق همهگیری چاقی کنترل شود.
دانشمندان چگونه مواد سرطانزا را شناسایی میکنند
در طی 30 سال گذشته، دانشمندان تلاش زیادی به عمل آوردهاند تا مواد سرطانزای موجود در منازل، محلهای کار، و در کل محیط زیست را شناسایی کنند. این کار چالش برانگیزی است زیرا مردم از بیش از 100000 ماده شیمیایی رایج بهعنوان شویندههای خانگی، حلال، آفت کش، ترکیبات افزودنی به مواد غذایی، مواد لازم برای مراقبت از چمن منازل، و فرآوردههای دیگر استفاده میکنند. هر ساله، در حدود 1000 ماده جدید به بازار عرضه میشود. علاوه بر آن، اینها موادی جداگانه هستند و، به غیر از آنها، مردم هر روزه در معرض مخلوطها و ترکیبهایی از این فرآوردههای تجاری و مصرفی قرار میگیرند. علاوه بر آن، امکان دارد بسیاری از مواد شیمیایی توسط آتمسفر، آب، گیاهان، و در نتیجه سوزانده شدن یا احتراق، به مواد دیگری تبدیل شوند.
آنچه که به پیچیدگی اوضاع اضافه میکند این است که دانشمندان میدانند گاهی اوقات مواد سرطانزا در طول سنتز (ساخت مصنوعی) یا احتراق دیگر مواد شیمیایی تولید میشوند. دی اوکسین نمونهای از این نوع مواد آلاینده ناخواسته است (به صفحه 3 مراجعه شود).
چیزی که باز هم بر پیحیدگی این مشکل میافزاید این واقعیت است که، علاوه بر مواد شیمیایی ساخت انسان، بسیاری از موادی که بهطور طبیعی در محیط زیست وجود دارند هم امکان دارد باعث ایجاد سرطان شوند. آفلاتوکسین (که در صفحه 16 توضیح داده شد) نمونهای از این مواد است.
شواهد مربوط به شناسایی مواد سرطانزا از سه منبع مطالعات انسانی، مطالعات حیوانی، و مطالعات آزمایشگاهی بر روی سلولهای انسانی بهدست میآید. اهمیت شواهدی که از هر یک از این منابع بهدست میآید در این است که به مقامات بهداشت عمومی کمک میشود تصمیم بگیرند که آیا مردم باید به میزان کمتری در معرض موادی خاص قرار بگیرند، یا این که لازم است این مواد حذف شوند. هر چه اطلاعات بیشتری در دسترس قرار گیرد، احتمال اینکه این مقامات بتوانند مواد سرطانزا را شناسایی کنند بیشتر خواهد شد.
مطالعات انسانی
مطمئنترین روش شناسایی مواد سرطانزا این است که ببینیم آیا این مواد باعث ایجاد سرطان در انسان شدهاند. همهگیرشناسان مطالعاتی را طراحی میکنند که در آنها جمعیتهای خاصی را در طول زمان زیرنظر میگیرند تا مشاهده نمایند که آیا احتمال دارد عاملی خاص (بهعنوان مثال، آرسنیک یا بنزین)، یا قرار داشتن در معرض عاملی خاص (بهعنوان مثال، نور خورشید با کشیدن سیگار)، باعث ایجاد سرطان شود. در اغلب موارد، علل زیست محیطی ایجاد سرطان را اول بار در محل کار تشخیص دادهاند. علت این امر آن است که کارگران شاغل در کارهایی خاص، در مقایسه با عامه مردم، برای مدت طولانیتری در معرض غلظتهای بالاتری از مواد شیمیایی خاص قرار میگیرند. سازمان بینالمللی تحقیقات سرطان (Http://Www.Iarc.Fr)، که سازمانی وابسته به سازمان جهانی بهداشت است، حرفههای خاصی را بهعنوان حرفههای مرتبط با قرار گرفتن در معرض مواد سرطانزا طبقهبندی نمود، زیرا در این محیطهای کاری موارد بروز سرطان بیشتر است. برخی از این حرفهها شامل نقاشی، مبلسازی، کار در صنایع آهن، فولاد، زغال سنگ، و لاستیک، و تولید یا تعمیر پوتین و کفش است. این آگاهی به صاحبان این صنایع و به متخصصان بهداشت عمومی کمک کرده است فرآیندها و رویههای ایمنی تهیه کند که هدف از آنها کمینه نمودن میزان قرارگیری کارگران در معرض مواد سرطانزا است؛ و بنابراین، خطری که این کارگران را تهدید میکند، در مقایسه با سالهای گذشته، کاهش یافته است.
اما اگر سازمانهای بهداشتی تنها سرطانهایی را مستندسازی مینمودند که به محیطهای کاری مرتبط هستند، در انجام مسئولیت خود موفق نمیشدند، زیرا تنها پس از ایجاد علائم سرطان در تعداد زیادی از مردم، که گاهی اوقات از 20 الی 30 سال پس از قرار گرفتن در معرض این مواد ایجاد میشود، از خطرات ایجاد سرطان مطلع میشدند. در دیگر مطالعات همهگیرشناسی، سابقه قرار گرفتن در معرض مواد را درافرادی که در مقطع زمانی خاص به سرطان دچار شدهاند با سابقه قرار گرفتن در معرض مواد در گروههای مقایسهای سنجش میکنند که در همان مقطع زمانی به سرطان مبتلا نشدهاند. محققان با انجام اینگونه مطالعات امکان مییابند دامنه وسیعی از قرار گرفتن در معرض مواد را بررسی کنند که شاید در گذشته در محیطهای متنوعی صورت گرفته است، بهجای آن که تنها به بررسی مواردی از قرار گرفتن در معرض مواد بپردازند که در محیط حرفهای اتفاق افتاده است. اما امکان دارد در این مطالعات تعدادی از پیوندهای مهم بین قرار گرفتن در معرض مواد و سرطان نادیده گرفته شود. در اغلب موارد به سختی میتوان تعیین نمود مردم در چند سال قبل در معرض چه موادی قرار گرفتند، میزان قرار گرفتن در معرض این مواد چه اندازه بود، و کدام مواد خاص مضر بودند. اما چون نمیتوانیم عوامل بالقوه سرطانزا را روی انسان را تست نماییم، مطالعات مشاهدهای همهگیرشناسی بهترین منبع کسب داده در مورد قرار گرفتن مردم در معرض مواد در محیط زیست است، و به واقع در اغلب موارد در این گونه مطالعات سر نخهای مهمی بهدست میآید.
دیگر روشهای تست کردن هم، که در آنها از حیوانات استفاده میکنند، و آزمایشاتی که در آزمایشگاه انجام میشود، اهمیت دارد. انجام این تستها به دانشمندان امکان میدهد قرار گرفتن در معرض موادی که بهطور بالقوه سرطانزا است را پیشبینی کنند، پیش از آن که تعداد زیادی از افراد به دلیل قرار گرفتن در معرض این مواد به سرطان مبتلا شوند.
مطالعات حیوانی
موشهای خانگی یا صحرایی حیواناتی هستند که بیشتر از همه در تست کردن مواد سرطانزا استفاده میشوند، زیرا کوچکتر هستند، سروکار داشتن با آنها آسانتر است، و از نظر اقتصادی با صرفهتر از حیوانات بزرگتر میباشند؛ و همچنین، در واکنشهایی که نسبت به مواد سرطانزا نشان میدهند، معمولاً شباهت بیشتری با انسان دارند. بسیاری از فرمهای عمده سرطان انسانی از طریق قرار دادن موشها در معرض مواد سرطانزای شیمیایی در این حیوانات ایجاد شده است. چون طول عمر جوندگان تنها 2 تا 3 سال است، با استفاده از آنها معمولاً میتوان، نسبتاً با سرعت، اطلاعاتی را درباره پتانسیل سرطانزایی مواد آزمایشی بهدست آورد. نژادهای خاصی از موشهای خانگی و صحرایی تولید شده است که برای تست کردن سرطان بسیار مناسب هستند. اما به دلیل تفاوتهای موجود بین فیزیولوژی گوارشی انسان و حیوانات نمیتوان مطالعاتی را که درباره رژیم غذایی حیوانات انجام میشود به انسان ارتباط داد.
مطالعه در آزمایشگاه
محققان، بهعنوان بخشی از تلاش مستمر برای کاهش دادن استفاده از حیوانات در تستهای سرطان، از سلولهای انسانی که در آزمایشگاه کشت شده است استفاده میکنند. سلولهایی که در معرض مواد بالقوه سرطانزا قرار گرفتهاند را زیر نظر میگیرند تا متوجه شوند که آیا تغییرات مولکولی مشخصه سلولهای سرطانی ایجاد میشود. این نوع آزمایشات باعث کاهش دادن میزان استفاده از حیوانات میشود، و علاوه بر آن که میتوان آنها را سریعتر و با صرفه اقتصادی بیشتر انجام داد، امکان دارد در ارزیابی این نکته مفید واقع شوند که آیا انجام دادن مطالعات بر روی موشهای خانگی و صحرایی لازم است. نتایج حاصل از آزمایشاتی که در آزمایشگاه انجام میشود نیز سر نخهایی را به همهگیرشناسان ارائه میدهد در مورد این که کدام فرضیات را در مطالعات جمعیت انسانی تست کنند (بهعنوان مثال، مطالعات مشاهدهای انسانی که در آنها اثر قرار گرفتن در معرض فرمالدیید و کلرید متیلن را ارزیابی کردند بهخاطر دادههای حاصل از مطالعات آزمایشگاهی و حیوانی آغاز شد).
با انجام آزمایشات بالینی تا چه اندازه میتوان پیشبینی کرد که مادهای میتواند باعث ایجاد سرطان در انسان شود؟
محققان نشان دادهاند تقریباً تمامی 200 عامل شناخته شدهای که باعث بروز سرطان در انسان میشود در موشهای صحرایی و خانگی هم سرطان ایجاد میکنند. از طرف دیگر، نمیدانیم چه تعداد از چند صد ماده شیمیایی که باعث ایجاد سرطان در حیوانات میشوند درانسان هم سرطانزا میباشند. در برخی از موارد، تستهای مثبت بر روی موشهای خانگی بعدا با ایجاد سرطان در انسانهایی که در معرض این مواد قرار داشتند تأیید شد. در موارد دیگر، در مطالعاتی که در مورد جمعیتهای انسانی انجام دادند نتایج مثبت تستها در موشهای خانگی تأیید نشده است. اما مهمترین نکته این است که در مورد تعداد زیادی از مواد شیمیایی که گمان میرود باعث بروز سرطان در انسان میشود هنوز هیچ مطالعهای انجام ندادهاند، و بنابراین مطمئن نیستیم که آیا این مواد در انسان باعث ایجاد سرطان میشوند.
چون موادی که باعث ایجاد سرطان در یک نوع از حیوانات میشوند معمولاً در انواع دیگر حیوانات هم سرطان ایجاد میکنند، مقامات بهداشت عمومی باید به هشدارهای حاصل از انجام تستهای حیوانی توجه نمایند. در اغلب موارد، از تستهای مثبت در حیوانات بهعنوان مبنایی برای کاهش دادن یا حذف نمودن میزان قرارگیری انسان در معرض عواملی استفاده میشود که احتمالاً سرطانزا هستند. بهعنوان مثال، هنگامیکه مشخص شد فرآوردههای جانبی مواد ضدعفونی کننده آب آشامیدنی و چند حلال در موشهای صحرایی و خانگی سرطانزا هستند، کنترلهای نظارتی برای کاهش دادن میزان قرارگیری انسان در معرض این مواد بهکار گرفته شد.
در معدودی از موارد، شواهد حاصل از آزمایشاتی که در آزمایشگاه انجام شد، همراه با آگاهی از رفتار مواد مرتبطی که میدانیم سرطانزا هستند، به اندازه کافی قوی بود که مادهای شیمیایی بهعنوان مادهای سرطانزا، با احتمالاً سرطانزا، طبقهبندی شود. بهعنوان مثال، از آزمایشاتی که در آنها سلولهای انسانی را بهکار گرفته بودند برای طبقهبندی بیش از 20 ماده رنگی با پایه بنزیدین بهعنوان مواد سرطانزا در انسان استفاده شد. بنزیدین از پیش بهعنوان مادهای که میدانیم باعث ایجاد سرطان در انسان میشود طبقهبندی شده بود و دانشمندان گمان میکردند هر ماده رنگی که در داخل بدن انسان بنزیدین رها میکند نیز باعث ایجاد سرطان در انسان میشود. هنگامیکه سلولهای انسانی که در آزمایشگاه کشت شده بودند در معرض ماده رنگی خاصی قرار میگرفتند، دانشمندان میتوانستند تست کنند که آیا بنزیدین رها میشود. آن مواد رنگی که بنزیدین رها میکردند بهعنوان مواد سرطانزا در انسان طبقهبندی میشدند.
در مثالی دیگر، دادهای که به طبقهبندی اکسید اتیلن (که بهعنوان ماده شروعکننده در تولید دیگر مواد شیمیایی و بهعنوان ماده ضدعفونیکننده و سترونکننده استفاده میشود) بهعنوان ماده سرطانزای شناخته شده منجر شد، در آزمایشاتی بهدست آمد که در آزمایشگاه صورت گرفت و در آنها مشخص شد اکسید اتیلن به DNA سلولهای خون کارگرانی صدمه میزند که در معرض این ماده قرار میگیرند.
گرچه با انجام این نوع آزمایشات وابستگی ما به به حیوانات در تحقیقات سمشناسی کاهش مییابد، تست نمودن مواد بالقوه سرطانزا در جوندگان همچنان بهعنوان بخش مهمی از راهکارهای پیشگیری سرطان باقی مانده است. اما تمام دادههای علمی که در مورد ماده بالقوه سرطانزایی در دسترس است اهمیت دارد. با ترکیب نمودن مطالعات انسانی، مطالعات حیوانی، و تستهای آزمایشگاهی، این امکان برای دانشمندان فراهم میشود که به کاملترین نحو خطرات شیمیایی سرطان را درک نمایند.
اغلب در نوشتهها قید میشود موشهای آزمایشگاهی در معرض دوزهایی بسیار بالاتر از دوزهایی قرار میگیرند که انسان معمولاً با آنها روبرو میشود. آیا واقعاً از دوزهای بالا روی این حیوانات استفاده میشود، و اگر اینطور است، به چه دلیل این کار را انجام میدهند؟
بله، در اغلب موارد از دوزهای بالا استفاده میشود تا توانایی تستها در ردیابی پتانسیل سرطانزایی افزایش یابد.
تعداد زیادی از مردم در معرض دوزهای پایین مواد شیمیایی قرار میگیرند، اما امکان دارد تأثیر کل قرار گرفتن در معرض این مواد به هیچ وجه اندک نباشد. بهعنوان مثال، ممکن است مادهای سرطانزا در یک نفر از هر 10000 نفری که در معرض آن قرار میگیرند تومور ایجاد کنند. اما قرار گرفتن 230 میلیون نفر آمریکایی در معرض این ماده به ایجاد موارد زیادی سرطان منجر میشود، که این یک فاجعه برای بهداشت عمومی خواهد بود. برای ردیابی یک چنین نرخ پایینی به دهها هزار موش احتیاج میباشد؛ و هزینه مربوط به هر ماده شیمیایی تقریباً 50 میلیون دلار خواهد بود. این کار هم پرهزینه و وقتگیر خواهد بود و هم در آن از تعداد بسیار زیادی حیوانات استفاده میشود.
اما با استفاده از دوزهای بالا، احتمال ردیابی هرگونه اثر بالقوه سرطانزا، حتی در گروههای کوچک جوندگان، بیشتر خواهد بود زیرا نرخ سرطان در بین حیوانات آزمایشی بهطور متناسب (با دوزهای بالاتر) افزایش مییابد. اگر در یک گروه 50 تایی از موشهای خانگی 20 یا 30 موش در دوزهای بالاتر دچار سرطان شوند ولی تنها در تعداد معدودی از گروهی که این ماده شیمیایی را دریافت نمیکنند سرطان بهوجود آید، نتیجه میگیریم این ماده شیمیایی میتواند سرطانزا باشد. اگر با استفاده از دوز بالا حیوانات دچار سرطان نشوند، این اطمینان بیشتر هم بهدست میآید که این ماده شیمیایی برای انسان سرطانزا نخواهد بود.
دانشمندان چگونه تصمیم میگیرند کدام مواد را روی حیوانات، سلولهای انسانی در آزمایشگاه، یا در مطالعات مربوط به جمعیتهای انسانی تست نمایند؟
راهکارهای انجام تست در حیوانات یا بر روی سلولهای انسانی در آزمایشگاه
چون منابع در دسترس محدود است، دانشمندان باید تصمیم بگیرند از بین هزاران ماده کاندید کدام را برای انجام تست در حیوانات یا بر روی سلولهای انسانی انتخاب نمایند. این تستها پرهزینه و زمانبر هستند. بهعنوان مثال، ممکن است اعتباری چند میلیون دلاری و چند سال وقت لازم باشد تا بتوان تعیین نمود که آیا مادهای شیمیایی در موشهای خانگی یا صحرایی سرطان ایجاد میکند. معمولاً تصمیمگیری درباره تست نمودن مواد با هدایت سه عامل زیر صورت میگیرد:
- تعداد افرادی که در معرض ماده مربوطه قرار دارند. موادی باید تست شود که بر تعداد زیادی از افراد تأثیر میگذارند یا افراد در سطوحی که بهطور غیرعادی بالا است در معرض آنها قرار گرفتهاند. بهعنوان مثال، آفتکشها هر دو شرط را برآورده میسازند، یعنی اینکه، به دلیل موجود بودن مقادیر اندک آنها در مواد غذایی و بهخاطر کاربرد آنها در داخل و در اطراف منازل، افراد زیادی بهطور بالقوه در معرض آفتکشها قرار میگیرند، و افراد شاغل در حرفههای مرتبط با کشاورزی در معرض سطح بالایی از این مواد قرار دارند.
- دادههای پیشین. ممکن است این دادهها بهصورت گزارشی باشد که مادهای شیمیایی در سلولهایی که در آزمایشگاه کشت میشوند باعث ایجاد تغییراتی در DNA انسانی میشود، با در قالب گزارشی باشد که نرخ مبتلا شدن به سرطان در افرادی که در محل کار یا در محل جغرافیایی مشخص در معرض ماده شیمیایی خاصی قرار دارند بیشتر از میزان مورد انتظار است. با داشتن این نوع اطلاعات، سرنخهای مهمی برای تصمیمگیری درباره تستهای حیوانی بهدست میآید. اولین بار، پیش از آن که آزمایشات حیوانی انجام شود، بر اساس مطالعاتی که درباره انسانها و سلولهای حیوانی به عمل آمده بود این گمان وجود داشت که دی اوکسینها و هید روکربورهای معطر چند حلقهای سرطانزا باشند.
- نگرانی مردم. کروم و برخی از آفتکشها نمونههایی از مواد شیمیایی هستند که در ابتدا گروهی از شهروندان نگران توجه مقامات بهداشتی را به آنها جلب نمودند.
- راهکارهای انجام مطالعات بر روی جمعیتهای بزرگ انسانی
همهگیر شناسان، در تصمیمگیری درباره اینکه آیا مطالعاتی بر روی جمعیتهای بزرگ انسانی انجام شود، عوامل مشابهای را در نظر میگیرند. برخی از این عوامل شامل موارد زیر است:
- دادههای حاصل از انجام مطالعات حیوانی حاکی از آن باشد که پیوندی بین قرار گرفتن در معرض مادهای خاص (بهعنوان مثال، وینیل کلراید) یا عاملی مرتبط با آن و سرطان وجود دارد، و این گمان را بهوجود آورد که این ماده یا ترکیب مرتبط به آن سرطانزا است (بهعنوان مثال، آکریلونیتریل به دلیل شباهت ساختاری خود با وینیل کلراید بررسی شد)
- نتایج بهدست آمده از دیگر مطالعات همهگیرشناسی (مطالعات گسترده در مورد جمعیتها) حاکی از سرطانزا بودن مادهای باشد
- سازو کارهای (مکانیسمهای) بیولوژیک مربوط به قرار گرفتن در معرض مادهای خاص حاکی از احتمال ارتباط آن ماده با سرطان باشد
- گروههای بیماران سرطانی که بهصورت خوشهای در شهر یا محل خاصی حضور دارند یا گزارشات مربوط به موارد غیرعادی
- روندهای سرطان، نرخهای بروز سرطان که به مرور زمان یا بر حسب محل بروز تغییر میکنند
- تغییرات در نرخ بروز سرطان در داخل جمعیتهایی که به ناحیه جدیدی مهاجرت میکنند
- قرار گرفتن مردم در معرض مادهای جدید یا معرفی تکنولوژی جدیدی که داشتن دادههای همهگیرشناسی درباره آن لازم است، یا الگوی غیرعادی قرار گرفتن در معرض مادهای خاص که باید آن را ارزیابی نمود.
دانشمندان در تعیین خطر مرتبط با مواد مختلف سرطانزا چه عواملی را در نظر میگیرند؟
قرار گرفتن در معرض برخی از مواد با بالاتر بودن خطر دچار شدن به سرطان مرتبط است، در حالیکه قرار گرفتن در معرض مواد دیگر خطر اندکی به همراه دارد. دانستن این نکته اهمیت دارد که شخص صرفاً با قرار گرفتن در معرض مادة شیمیایی به سرطان مبتلا نمیشود. برای تعیین رابطه بین قرار گرفتن در معرض مادهای خاص و احتمال ایجاد بیماری ناشی از آن، از واژه ارزیابی خطر استفاده میکنند. ارزیابی خطر ابزار مهمی است که سازمانهای بهداشت عمومی از آن استفاده میکنند تا تصمیم بگیرند که آیا لازم است قرار گرفتن مردم در معرض مواد خاص کاهش یابد یا حذف شود. در ارزیابی خطر، در نظر گرفتن سه عامل زیر اهمیت دارد:
-
توانمندی: توانمندی مقیاسی از ظرفیت یا توانایی مقدار معینی از مادهای خاص در ایجاد سرطان است. در برخی از موارد، قرار گرفتن در معرض مقادیر اندک کافی است، در حالیکه در موارد دیگر قرار گرفتن در معرض مقادیر بسیار بیشتر لازم میباشد. یکی از مواد سرطانزای توانمند، حلال بنزن است که، اگر در مقادیر اندک در هوا موجود باشد، خطر لوسمی را افزایش میدهد؛ در حالیکه افراد باید در معرض مقادیر بیشتری از مواد دیگر، مانند ددت و کلروفرم، قرار گیرند تا خطر سرطان به همان میزان افزایش یابد.
-
نوع قرار گرفتن در معرض مواد: سازمانهای بهداشت عمومی، بر اساس شواهد مربوط به ایجاد سرطان ناشی از دست کم یکی از انواع قرار گرفتن در معرض مواد که در زیر میآید، آنها را بهعنوان موادی طبقهبندی میکنند که در انسان سرطانزا هستند، یا گمان میرود سرطانزا باشند:
- قرار گرفتن در معرض مواد در محل کار: قرار گرفتن در معرض مقدار زیادی از مواد به صورت کوتاهمدت یا درازمدت
- قرار داشتن پیوسته در معرض مقدار کمی از مواد یا قرار گرفتن اتفاقی یا گهگاهی در معرض مواد سرطانزای موجود در هوا، مواد غذایی، آب، دارو، یا کالاهای مصرفی
- قرار گرفتن تک موردی و حاد در معرض مواد به دنبال حوادث یا سوانح صنعتی یا اتفاقات مشابه
-
واکنش به دوز: دانستن این نکته اهمیت دارد که آیا خطر سرطان با بالا رفتن سطح قرارگیری در معرض مواد افزایش مییابد. این رابطه را روند واکنش به دوز مینامند. برخی از روندهای واکنش به دوز خطی هستند، و این در اغلب موارد شاهدی محکم برای وجود خطر سرطان به حساب میآید. بهعنوان مثال، اگر 10 واحد از مادهای باعث ایجاد سرطان در یک نفر از هر 1000 نفر شود، در آن صورت قرار گرفتن در معرض یک واحد از آن به مبتلا شدن یک نفر از هر 10000 نفر منجر خواهد شد. در واکنش خطی به دوز، با کاهش یافتن سطح قرارگیری در معرض ماده مربوطه و رسیدن این سطح به صفر، خطر سرطان مرتباً کاهش مییابد. این به معنی آن است که خطر بسیار اندک سرطان برای هر مورد از قرارگیری در معرض ماده مربوطه وجود دارد، هر اندازه هم که میزان مادهای که شخص در معرض آن قرار میگیرد کم باشد.
اما ممکن است در مورد برخی از مواد سرطانزا، سطحی از قرار گرفتن در معرض آنها وجود داشته باشد که در سطوح پایینتر از آن هیچ افزایش قابل ردیابی در خطر سرطان وجود ندارد. این نوع واکنش به دوز را گاهی اوقات واکنش آستانهای به دوز مینامند.
قرار گرفتن در معرض برخی از مواد، تنها در افراد حساس (آسیبپذیر) سرطان ایجاد میکند. ممکن است عواملی مانند سن، جنسیت، سلامتی عمومی، وضعیت دستگاه ایمنی، سابقه کشیدن سیگار، رژیم غذایی، قرار گرفتن در معرض مواد در دوران کودکی، و الگوهای تغییرات ژنتیکی در حساسیت (آسیبپذیری) نقشی ایفا کنند. امکان دارد مادهای شیمیایی بیخطر باشد مگر آن که در شخص مربوطه یک یا چند عامل وجود داشته باشد و این امکان را فراهم میسازد که ماده مربوطه در بدن او تغییر یابد و بهصورت فرم خطرناکتری درآید. ارزیابی خطر مستلزم درک عوامل متعدد حساسیت (آسیبپذیری) است.
سطوح قابلقبول خطر
سطح قابلقبول خطر از طرف سازمانهای نظارتی در مورد واکنش خطی به دوز، از یک مورد سرطان در هر یک میلیون نفر تا یک مورد سرطان در هر 1000 نفری که در معرض ماده مربوطه قرار میگیرند متغیر است. سطح قابلقبول خطر در مورد قرار گرفتن در معرض مواد در محل کار، در مقایسه با قرار گرفتن در معرض مواد در محیط زیست عمومی، معمولاً بالاتر است. بهعنوان مثال، سطح مجاز قرار گرفتن در معرض بنزن در محل کار تقریباً 40 برابر بیشتر از سطح مجاز در محیط زیست عمومی است.
مقامات بهداشت عمومی چگونه سطوح قابلقبول وجود مواد در محیط زیست را تعیین میکنند؟
واکنش خطی به دوز
یکی از اولین نکاتی که سازمانهای نظارتی در نظر میگیرند، تعیین این نکته است که آیا ماده سرطانزا بهصورت واکنش خطی یا آستانهای رفتار میکند. گرچه دانشمندان دولتی بررسیهای علمی دقیقی را برای ارزیابی تمام اطلاعات موجود در مورد مادهای سرطانزا انجام میدهند، در اغلب موارد اطلاعات کافی برای از هم مجزا کردن این دو نوع واکنش به دوز وجود ندارد. سازمانها فرض را بر این قرار میدهند که واکنش به دوز خطی است تا از بهداشت عمومی حفاظت شود، مگر آن که شواهد قانعکنندهای در دست باشد که واکنش به دوز شبیه واکنش آستانهای است. این به معنی آن است که این سازمانها فرض میکنند تمام موارد قرار گرفتن در معرض مواد با مقداری خطر همراه است، هر اندازه هم که ماده مربوطه اندک باشد.
واکنش شبیه به واکنش آستانهای به دوز
در مورد مواد سرطانزایی که واکنشی شبیه به واکنش آستانهای به دوز نشان میدهند، عوامل دیگر مانند سن، جنسیت، ساختار ژنتیکی، و رژیم غذایی را در نظر میگیرند. بهعنوان مثال، به هنگام تعیین سطوح قابلقبول قرارگیری در معرض آفت کشها، اثرات بالقوه بیشتر بقایای آفتکشها در مواد غذایی بر کودکان در نظر گرفته میشود. علاوه بر آن، اگر تست سرطان در موشهای خانگی و صحرایی انجام شده باشد، دانشمندان باید این احتمال را در نظر بگیرند که انسان، نسبت به اثرات سرطانزایی ماده شیمیایی خاص، از موش خانگی و صحرایی حساستر (آسیبپذیرتر) است. امکان دارد این عوامل به تعیین سطوح قابلقبولی از قرار گرفتن انسان در معرض مواد شیمیایی منجر شود که تا 1000 برابر کمتر از سطحی است که نرخ دچار شدن جوندگان به سرطان را به میزان قابلملاحظهای افزایش میدهد. با استفاده از این رویکرد، اطمینان بیشتری حاصل میشود که، با سطح قابلقبول تعیین شده توسط سازمان نظارتی، به واقع از بهداشت عمومی مردم حفاظت میشود.
خطرات در برابر فواید
عامل دیگری که به پیچیدگی تنظیم سطح قرار گرفتن مردم در معرض مواد شیمیایی موجود در محیط زیست میافزاید این است که بسیاری از موادی که ممکن است باعث ایجاد سرطان در انسان شوند دارای فوایدی هم میباشند.
به هنگامیکه تحلیل فواید/ خطرات مواد را بهطور عادی و منظم انجام میدهند، مواد دارویی بهترین نمونهای هستند که میتوانند در نظر بگیرند. در مورد داروهایی که برای درمان سرطان در شیمیدرمانی استفاده میشود، میدانیم که گرچه شاید این داروها در درمان یا پیشگیری سرطان مؤثر باشند، ولی امکان دارد خطر سرطانهای ثانویهای را هم افزایش دهند که سالها پس از درمان ایجاد میشوند. اما چون سرطان در اغلب موارد بلافاصله جان بیمار را به خطر میاندازد، فواید حاصل از مصرف دارو معمولاً بیشتر از خطرات ناشی از کاربرد آن است. بهعنوان مثال، تاموکسیفن، که در پیشگیری از برگشت سرطان پستان در بسیاری از زنان مؤثر است، خطر سرطان رحم، لخته شدن خون، و سکته مغزی را هم افزایش میدهد. فواید و خطرات مصرف این دارو به دقت توسط سازمان غذا و دارو، انستیتو ملی سرطان، و سازمان جهانی بهداشت تحلیل شد، و آنها همگی نتیجه گرفتند فواید تاموکسیفن برای زنانی که دچار سرطان پستان بودهاند، یا برای تعداد نسبتاً اندکی از زنانی که در معرض بالا بودن خطر ابتلا به سرطان پستان قرار دارند، بسیار بیشتر از خطرات جدی مرتبط با کاربرد این دارو است.
آفتکشها نمونهای دیگر از این مواد هستند. با استفاده از آفتکشها عملکرد محصولات زراعی افزایش یافته و فواید قابل ملاحظهای نصیب تولیدات کشاورزی شده است. با این وجود، اثرات بالقوهای که بقایای آفت کشهای موجود در مواد غذایی بر بهداشت مردم دارد نگرانکننده است. با تعیین سطوح بیشینه بقایای آفتکشها در میوه، سبزی، و دیگر فرآوردههای کشاورزی، و با کاربرد آفتکشهایی که سرطانزا نیستند، این خطرات بالقوه کاهش مییابند.
عدم اطمینان و بحث عمومی
مقامات بهداشت عمومی هنگامی در بهترین موقعیت هستند تا با دقت مواد سرطانزا را شناسایی کنند که شواهد حاصل از تمام سطوح، یعنی نتایج بهدست آمده از مطالعاتی که بر روی انسان و آزمایشات حیوانی به عمل آمده و نتایج آزمایشاتی که در آزمایشگاه انجام شده است، در دسترس آنها باشد، اما این وضعیت بهندرت پیش میآید. بنابراین، این مقامات اغلب مجبورند از قضاوت علمی خود استفاده کنند و با وجود عدماطمینان تصمیم بگیرند. تحت این شرایط، سازمانهای بهداشت عمومی بر طبق این اصل عمل میکنند که حفاظت از بهداشت عمومی مهمتر از هر چیز دیگر است. در جلسات بحث و تبادل نظر عمومی و آزاد که در آنها دانشمندان شاغل در رشتههای مختلف، و افراد علاقمند دستاندرکار صنایع، و گروههای طرفدار محیط زیست، و مردم عادی شرکت دارند، درباره تصمیماتی که مقامات بهداشت عمومی اتخاذ کردهاند بحث میشود.
حفاظت از بهداشت عمومی
به دلیل وجود عدماطمینان، سازمانهای بهداشت عمومی بر طبق این اصل عمل میکنند که حفاظت از بهداشت عمومی از هر چیز دیگری مهمتر است. این به معنای آن است که سطوح قابلقبول قرار گرفتن مردم در معرض مواد تا 1000 برابر کمتر از سطحی است که اگر حیوانات آزمایشگاهی در معرض آن قرار گیرند نرخ بروز سرطان در آنها به میزان قابلتوجهای افزایش مییابد.