| | |
Homeostasis
تعادل حیاتی
حالت تعادل بین تمام سیستمهای موجود در بدن، که این تعادل برای بقا و عملکرد مناسب بدن لازم میباشد. در تعادل حیاتی، سطوح اسید در خون و فشار خون و قند خون و الکترولیتها و انرژی و هورمونها و اکسیژن و پروتئینها و درجه حرارت بدن، بهطور مستمر تنظیم میشوند تا به تغییراتی پاسخ داده شود که در داخل و بیرون از بدن رخ میدهد، تا تمام این سطوح در حد نرمال حفظ شوند.
| |
Drug Interaction
تعامل دارویی
تغییر در نحوه عمل کردن دارو در بدن در صورتی که همراه با داروها، گیاهان، یا غذاهای دیگری مصرف شود، یا اگر توسط افرادی مصرف شود که به بیماریهایی خاص دچار هستند. امکان دارد تعامل دارویی باعث افزایش یا کاهش تأثیر داروی مورد نظر شود، یا اثراتی غیرمنتظره بر بدن داشته باشد.
| |
Immunomodulation
تعدیل پاسخ ایمنی
تغییر در دستگاه ایمنی بدن توسط عواملی که کارکرد دستگاه ایمنی را تقویت یا سرکوب میکنند.
| |
Behavior Modification
تعدیل رفتار
روشی (تکنیکی) که از آن استفاده میکنند تا به مردم کمک شود در نحوه رفتارشان به آغازکنندههای خاصی در محیط زیست، که در آنها واکنشی منفی به راه میاندازد، تغییراتی ایجاد کنند. در درمان سرطان، امکان دارد از تعدیل رفتار برای کمک به بیمارانی که در طول درمانهای پیشین سرطان دچار تهوع شدهاند استفاده شود تا آنها به هنگام ورود به اطاق درمان (برای آغاز دور جدیدی از درمان) با تهوعی که احساس میکنند مقابله نمایند.
| |
Gene – Modified
تعدیل ژنی
سلولهایی که آنها را تغییر دادهاند تا شامل موادی ژنتیکی شوند که با مواد ژنتیکی که در ابتدا داشتند تفاوت دارند.
| |
Modulate
تعدیل کردن
تنظیم نمودن، یا تغییر دادن
| |
Selective Estrogen Receptor Modulator
تعدیل کننده انتخابی گیرنده استروژن
دارویی که در مورد برخی از بافتها کارکردی مانند استروژن دارد، اما از تأثیر استروژن بر روی بافتهای دیگر جلوگیری میکند. تاموکسیفن و رالوکسیفن نمونههایی از تعدیلکنندههای انتخابی گیرنده استروژن هستند. از واژه SERM هم میتوان بهجای Selective Estrogen Receptor Modulator استفاده نمود.
| |
Immunophenotyping
تعیین ایمونوفنوتیپ
فرآیندی که در آن سلولها بر اساس انواع آنتیژنها یا نشانگرهای موجود برروی سطح آنها شناسایی میشوند. با استفاده از این فرآیند، سلولهای سرطانی را با سلولهای طبیعی دستگاه ایمنی مقایسه میکنند، و از این طریق انواع خاص لوسمی و لنفوم را تشخیص میدهند.
| |
Needle Localization
تعیین محل با استفاده از سوزن
رویهای که برای مشخص کردن ناحیه کوچکی که دارای بافت غیرطبیعی است استفاده میشود تا بتوان این بافت را با عمل جراحی برداشت. از یک وسیله تصویربرداری برای هدایت سیمینازک استفاده میکنند که به انتهای آن قلابی متصل است. سیم را از میان سوزنی توخالی عبور میدهند و در داخل یا در اطراف ناحیه غیرطبیعی میگذارند. پس از آنکه سیم در محل مناسب قرار گرفت، سوزن را خارج میکنند و سیم در محل باقی میماند تا پزشک متوجه محل قرار گیری بافت غیرطبیعی شود. پس از نمونهبرداری (بیوپسی)، سیم را از بدن خارج میکنند. از واژههای Needle/Wire Localization و Wire Localization هم بهجای Needle Localization استفاده میشود.
| |
Wire Localization
تعیین محل با استفاده از سیم
رویهای که برای مشخص نمودن ناحیه کوچکی که بافت غیرطبیعی دارد استفاده میشود تا بتوان این بافت را با عمل جراحی برداشت. از یک وسیله تصویربرداری استفاده مینمایند تا سیمی نازک را که در داخل سوزنی توخالی قرار دارد و به انتهای آن به قلابی متصل است هدایت کنند و در داخل یا اطراف ناحیه غیرطبیعی قرار دهند. پس از آنکه سیم در محل مناسب قرار گرفت، سوزن را خارج میکنند و سیم در محل باقی میماند تا جراح بداند بافت غیرطبیعی در کجا قرار دارد. پس از انجام نمونهبرداری، سیم را از بدن خارج میکنند. بهجای بهکارگیری واژه Wire Localization، میتوان از Needle Localization، و Needle/Wire Localization هم استفاده نمود.
| |
Needle/Wire Localization
تعیین محل با سوزن و سیم. رویهای که برای مشخص نمودن ناحیه کوچکی بهکارمیرود که دارای بافت غیرطبیعی
از یک وسیله تصویربرداری برای هدایت سیمی نازک استفاده میکنند که به انتهای آن قلابی متصل است. سیم را از میان سوزنی توخالی عبور میدهند و در داخل یا در اطراف ناحیه غیرطبیعی میگذارند. پس از آنکه سیم در محل مناسب قرار گرفت، سوزن را از بدن خارج میکنند و سیم در محل میماند تا پزشک متوجه محل قرارگیری بافت غیرطبیعی شود. پس از انجام نمونهبرداری، سیم را از بدن خارج میکنند. بهجای Needle/Wire Localization، میتوان از واژههای Needle Localization و Wire Localization هم استفاده نمود.
| |
Localization
تعیین محل، موضعی کردن
فرآیند تعیین یا مشخص نمودن محل یا مکان ضایعه یا بیماری. ممکن است این واژه به فرآیند محدود ساختن ضایعه یا بیماری به محل یا مکانی خاص هم اشاره داشته باشد.
| |
Nutrition
تغذیه
وارد کردن مواد غذایی و دیگر مواد مغذی به داخل بدن و استفاده بدن از آنها. تغذیه فرآیندی سه قسمتی است. در قسمت اول، ماده غذایی یا نوشابه مصرف میشود. در قسمت دوم، بدن ماده غذایی یا نوشابه را به مواد مغذی تجزیه میکند. در قسمت سوم، مواد مغذی از طریق جریان خون به قسمتهای مختلف بدن میرسند و در آنجا بهعنوان «سوخت» و بهمنظورهای متعدد دیگر استفاده میشوند. برای آنکه بدن از تغذیه مناسب برخوردار شود، شخص باید به مقدار کافی از غذاها و نوشابههایی مصرف کند که حاوی مواد مغذی مهم هستند.
| |
Enteral Nutrition
تغذیه داخل رودهای
نوعی تغذیه که بهصورت مایع در داخل سیستم گوارش صورت میگیرد. نوشیدن نوشابه، خوردن خوراک فرموله شده مغذی، و تغذیه لوله ای، شکلهایی از تغذیه داخل رودهای است. در مورد افرادی که نمیتوانند نیازهای غذایی خود را صرفاً با خوردن مواد غذایی و نوشیدن نوشابهها برآورده سازند، و استفراغ نمیکنند یا دچار اسهال کنترل نشدنی نیستند، تغذیه داخل رودهای کاربرد دارد. از تغذیه لولهای میتوان برای تکمیل نمودن آنچه که شخص میتواند بخورد استفاده نمود، و یا آن را بهعنوان تنها منبع تغذیه بهکارگرفت. یک لوله تغذیه باریک را، بسته به طول مدتی که از آن استفاده خواهد شد، از راه بینی وارد معده یا روده کوچک میکنند، یا با عمل جراحی در قسمت بیرونی شکم روزنهای ایجاد نمایند و لوله تغذیه را از راه این روزنه در داخل معده یا دستگاه گوارش قرار میدهند.
| |
Medical Nutrition Therapy
تغذیه درمانی
درمان مبتنی بر تغذیه که شامل وارسی (چک) کردن وضعیت تغذیه شخص و دادن غذاها یا مواد مغذی مناسب برای درمان ناخوشیهایی مانند ناخوشیهایی است که در اثر ابتلا به دیابت، بیماری قلبی، و سرطان ایجاد میشود. ممکن است تغذیه درمانی دربرگیرنده تغییراتی ساده در رژیمغذایی یا تغذیه داخل وریدی یا تغذیه لولهای باشد. امکان دارد با تغذیه درمانی به بیمار کمک شود سلامتی خود را سریع تر بهدست آورد و زمان کوتاهتری را در بیمارستان سپری کند. بهجای واژه Medical Nutrition Therapy، از Nutrition Therapy هم استفاده میشود.
| |