| | |
HAART
اچ. ای. ای. آر. تی.
درمان عفونت ویروس نقص ایمنی انسانی (Hiv) که در آن از ترکیبی از چند داروی ضد رتروویروس استفاده میشود. این داروها توانایی ویروسها را در تکثیر یافتن در بدن از کار میاندازند، و تکامل ایدز را کند میسازند. بهجای واژه Haart، میتوان از Highly Active Antiretroviral Therapy هم استفاده نمود.
| |
HTLV – 1
اچ. تی. ال. وی – 1
نوعی ویروس که سلولهای T (نوعی گلبول سفید خون) را آلوده میسازد و امکان دارد باعث تشکیل لوسمی و لنفوم شود. این ویروس از طریق استفاده از سرنگ یا سوزن اشتراکی، از راه انتقال خون یا نزدیکی جنسی، و از مادر به فرزند در طول تولد یا شیر دادن با پستان گسترش مییابد. میتوان از واژههای Human T – Cell Leukemia Virus Type 1 وHuman T – Cell Lymphocytic Virus Type 1 هم بهجای Htlv - 1 استفاده نمود.
| |
HDR
اچ. دی. آر.
مقدار تابشی بیشتر از میزانی که به طبق معمول در پرتودرمانی استفاده میشود. این تابش را مستقیماً به تومور هدفگیری میکنند تا از صدمه دیدن بافتهای سالم اجتناب شود؛ و امکان دارد از این طریق بتوان تعداد بیشتری از سلولهای سرطانی را در تعداد کمتری از دفعات پرتودرمانی از بین برد. بهجای HDR، میتوان از واژه High – Dose Radiation هم استفاده نمود.
| |
HDAC
اچ. دی. ای. سی
آنزیمی که مولکول کوچکی به نام گروه استیل را از هیستونها (پروتئینهایی که در کروموزومها یافت میشوند) خارج میسازد. با این کار، نحوه اتصال هیستونها به DNA تغییر میکند و امکان دارد این امر بر فعالیت DNA تأثیر نماید. اینک کاربرد مهارکنندگان HDAC را برای درمان سرطان بررسی میکنند. بهجای HDAC، از واژه Histone Deacetylase هم استفاده میشود
| |
HCRF
اچ. سی. آر. اف
مادهای که اینک کاربرد آن را برای درمان سرطان مغز بررسی میکنند. این ماده بهطور طبیعی توسط هیپوتالاموس (بخشی از مغز) تولید میشود و میتوان آن را در آزمایشگاه هم تولید نمود. ممکن است HCRF به کاهش دادن علائم ناشی از ادم (ورم) مغز کمک کند. این ماده نوعی هورمون عصبی است. بهجای واژه HCRF میتوان از Human Corticotropin – Releasing Factor هم استفاده نمود.
| |
HCA
اچ. سی. ای
مادهای شیمیایی که به هنگام طبخ گوشت، گوشت طیور، یا ماهی در درجه حرارت بالا تشکیل میشود (مانند سرخ کردن، کباب کردن در کبابپز یا Broil، و کباب کردن با شعله آتش یا Barbecue). مواد HCA سرطانزا هستند (موادی هستند که امکان دارد باعث ایجاد سرطان بشوند). بهجای HCA، از واژه Heterocyclic Amine هم استفاده میکنند
| |
Relative Odds
احتمال نسبی
مقیاسی از احتمال رخ دادن رویدادی در یک گروه در مقایسه با احتمال رخ دادن همین رویداد در گروهی دیگر. در تحقیقات سرطان، از احتمال نسبی در اکثر موارد در مطالعات مورد – شاهد استفاده میکنند تا مشخص شود که آیا در معرض ماده یا عامل خاص دیگری قرار گرفتن خطر سرطان را افزایش میدهد. بهعنوان مثال، ممکن است محققان گروهی از افراد دچار سرطان (موارد) و گروهی دیگر از افراد که به سرطان مبتلا نیستند (شاهدان) را بررسی نمایند تا متوجه شوند چه تعداد از افراد هر یک از این دو گروه در معرض ماده یا عامل خاصی قرار گرفتهاند. محققان احتمال قرار گرفتن در معرض این ماده یا عامل خاص را برای هر دو گروه محاسبه میکنند و سپس این احتمالات را با هم مقایسه مینمایند. احتمال نسبی یک به معنی آن است که احتمال قرار گرفتن هر دو گروه در معرض ماده یا عاملی خاص یکسان بوده است و، بنابراین، قرار گرفتن در معرض این ماده یا عامل خاص خطر سرطان را افزایش نداده است. احتمال نسبی بزرگتر از یک به این معنی میباشد که امکان دارد قرار گرفتن در معرض ماده یا عامل خاص خطر سرطان را افزایش دهد، و کمتر از یک بودن احتمال نسبی به معنی آن است که ممکن است قرار گرفتن در معرض ماده یا عامل خاص خطر سرطان را کاهش دهد. بهجای Relative Odds، از واژه Odds Ratio هم استفاده میشود.
| |
Reduction
احیا، کاهش
این واکنش شیمیایی به هنگامیرخ میدهد که مادهای در تماس با هیدروژن یا ماده کاهنده دیگری قرار میگیرد.
| |
Disorder
اختلال
در پزشکی، اخلالی در عملکرد نرمال ذهن یا بدن. امکان دارد فاکتورهای ژنتیکی، بیماری، یا ضربه روحی یا عاطفی یا صدمات بدنی (Trauma) عامل ایجاد اختلال باشد.
| |
Endometrial Disorder
اختلال آندومتریال
رشد غیرطبیعی سلولها در اندومتریوم (آستر رحم).
| |
Post – Traumatic Stress Disorder
اختلال استرسی پس از سانحه
اختلال اضطرابی که در پاسخ به صدمه بدنی یا رنج و اندوه حاد ذهنی (روحی) یا احساسی، مانند شرکت در عملیات جنگی، حمله خشونت بار، مصیبت طبیعی، یا دیگر رویدادهای تهدیدکننده جان، ایجاد میشود. امکان دارد ابتلا به سرطان هم به ایجاد این اختلال منتهی شود. علائم اختلال استرسی پس از سانحه در زندگی روزمره مزاحمت ایجاد میکند، و شامل تجربه نمودن دوباره رویداد در کابوس یا بازگشت به گذشته؛ دوری نمودن از مردم، مکانها، و چیزهای مرتبط با رویداد؛ احساس تنهایی کردن و بیعلاقه شدن به فعالیتهای روزانه؛ و سخت شدن تمرکز کردن و خوابیدن میباشد. بهجای بهکارگیری واژهPost – Traumatic Stress Disorder، از PTSD هم استفاده میکنند.
| |
Generalized Anxiety Disorder
اختلال اضطرابی فراگیر
حالتی که مشخصه آن اضطراب مفرط و احساس ترس، وحشت شدید، و بیقراری است که به مدت 6 ماه یا بیشتر دوام میآورد. دیگر علائم اختلال اضطرابی فراگیر شامل ناآرامی، خسته یا تحریکپذیربودن، کشش عضلانی (Muscle Tension)، ناتوانی در خوب تمرکز کردن یا خوابیدن، تنگینفس، تند شدن ضربان قلب، عرق کردن، و سرگیجه است. از واژه GAD هم بهجای Generalized Anxiety Disorder استفاده میشود.
| |
Sideropenic Dysphasia
اختلال بلع ناشی از کاهش آهن خون
اختلالی که مشخصه آن کمخونی ناشی از کمبود آهن و رشد تارعنکبوت مانند غشاهای گلو میباشد. این اختلال فرآیند بلع را دشوار میسازد، و ممکن است باعث افزایش خطر سرطان مری شود. بهجای واژه Sideropenic Dysphasia، ازPaterson – Kelly Syndrome و Plummer – Vinson Syndrome هم استفاده میشود.
| |
Adjustment Disorder
اختلال تطابق
بیماری که در آن شخص نسبت به رخدادهای تنشزا (مانند بیماری، از دست دادن شغل، یا متارکه) با احساسات یا اقدامات شدیدی واکنش نشان میدهد که برای او مشکلاتی را در محل کار یا منزل ایجاد مینماید.
| |
Dysgeusia
اختلال چشایی
طعم بد دهان. آن را Parageusia هم مینامند.
| |