| | |
Mammosite
ماموسایت
سیستمی که از آن، پس از عمل جراحی برداشتن پستان، برای رساندن تابش پرتودرمانی به بیماران سرطان پستان استفاده میشود. در این سیستم، تنها آن بخش از پستان که سرطان در آنجا یافت شده است در معرض تابش قرار میگیرد. پس از عمل جراحی تودهبرداری برای خارج نمودن سرطان از پستان، بادکنک کوچکی که در انتهای کاتتری (لولهای باریک) قرار دارد را در فضای خالی که باعمل جراحی ایجاد شده است میگذارند. سپس این بادکنک را از مایع یا فلوید پر میکنند و بادکنک در جای خود باقی میماند. با استفاده از کاتتر، به مدت 5 روز دانههای رادیواکتیو را روزی دوبار در داخل بالون قرار میدهند و برمیدارند. پس از خاتمه یافتن درمان، کاتتر و بادکنک را از بدن خارج میکنند. ماموسایت نوعی پرتودرمانی از نزدیک داخل حفرهای و پرتودرمانی ناکامل پستان (PBRT یا Partial Breast Irradiation Therapy) است. بهجای واژه Mammosite، از Balloon Catheter Radiation هم استفاده میشود.
| |
Mammography
ماموگرافی
کاربرد فیلم یا کامپیوتر برای تهیه نمودن تصویری از پستان.
| |
Scintimammography
ماموگرافی با استفاده از ماده رادیواکتیو تکنتیوم 99
نوعی تست تصویر برداری از پستان که برای ردیابی سلولهای سرطانی در پستان برخی از زنانی استفاده میشود که ماموگرامهای آنها غیرطبیعی بوده است، یا در پستان آنها بافت متراکم وجود دارد. این تست برای غربالگری یا بهعنوان جایگزین ماموگرام بهکار نمیرود. در این تست، مقدار اندکی از مادهای رادیواکتیو به نام تکنتیوم 99 (technetium 99) را به بدن زن بیمار تزریق میکنند (که این ماده توسط سلولهای سرطانی جذب میشود) و با دوربین اشعه گاما از پستانها عکسبرداری میکنند. بهجای واژه Scintimammography، از Miraluma Test و Sestamibi Breast Imaging هم استفاده میشود.
| |
Film Mammography
ماموگرافی برروی فیلم
استفاده از اشعه - X برای تولید تصویری از پستان برروی فیلم.
| |
Digital Mammography
ماموگرافی دیجیتال
استفاده از کامپیوتر، بهجای فیلم رادیوگرافی، برای ایجاد تصویری از پستان.
| |
Mammogram
ماموگرام
تصویری که با استفاده از اشعه – X از پستان میگیرند.
| |
Diagnostic Mammogram
ماموگرام تشخیصی
رادیوگرافی پستانها که، پس از یافتن توده یا نشانه یا علامت دیگری حاکی از وجود سرطان پستان، از آن برای وارسی (چک کردن) سرطان پستان استفاده میشود.
| |
Screening mammogram
ماموگرام غربالگری
عکسبرداری با اشعه - X از پستانها که برای وارسی وجود سرطان پستان انجام میشود (در صورتی که نشانهها و علائم سرطان پستان وجود نداشته باشد).
| |
Mannitol
مانیتول
دارویی که برای کاهش دادن ورم مغز و بهمنظور درمان نارسایی کلیوی استفاده میشود. این دارو را میتوان برای بازکردن سد مغزی - خونی بهکارگرفت، و از این طریق داروهای ضد سرطان را وارد مغز نمود و تومورهای مغزی را درمان کرد.
| |
Waldenstrom Macroglobulinemia
ماکروگلوبولینمیوالدن اشتروم
نوع کند رشدی از لنفوم غیرهوچکین که مشخصه آن غیرطبیعی بودن سطح پادتنهای IGM در خون و بزرگ بودن کبد، طحال، یا غدد لنفاوی است. بهجای بهکارگیری واژه Waldenstorm Macroglobulinemia، از Lymphoplasmacytic Lymphoma هم استفاده میشود.
| |
Macrocalcification
ماکروکالسیفیکاسیون
مقدار اندکی رسوب کلسیم در پستان که با لمس نمودن پستان حس نمیشود، اما میتوان آن را در ماموگرام مشاهده کرد. این رسوبگذاری معمولاً به دلیل پیری، صدمه وارده، یا التهاب بافت صورت میگیرد و معمولاً با سرطان ارتباط ندارد.
| |
Maxamine
ماکسامین
مادهای که اینک کاربرد آن را برای درمان برخی از انواع سرطان و بیماریهای دیگر بررسی میکنند. اگر این ماده همراه با اینترلوکین – 2 استفاده شود، ممکن است به تعدادی از سلولهای ایمنی کمک کند سلولهای تومور را پیدا کنند و از بین ببرند. ماکسامین نوعی تعدیل کننده پاسخ زیست شناختی (بیولوژیک) است. بهجای واژه Maxamine، از Histamine Dihydrochloride هم استفاده میشود.
| |
Peritoneal Fluid
مایع (فلوید) صفاقی
مایعی که در حفره شکم تولید میشود تا سطح بافتهایی را لغزنده سازد که آستر دیواره شکم و حفره لگن را تشکیل میدهند و اکثر اندامهای داخل شکم را میپوشانند.
| |
Lymphatic Fluid
مایع (فلوید) لنفاوی
مایع یا فلوید شفافی که در دستگاه لنفاوی حرکت میکند و سلولهایی را حمل مینماید که به مبارزه با عفونت و بیماریهای دیگر کمک میکنند. بهجای واژه Lymphatic Fluid، از Lymph هم استفاده میشود.
| |
Seminal Fluid
مایع (فلوید) منی
مایعی (فلویدی) که در پروستات و دیگر غدد جنسی تولید میشود و در انتقال اسپرم به بیرون از بدن در طول ارگاسم کمک میکند. مایع (فلوید) منی شامل قند است، که این قند منبع انرژی اسپرم میباشد.
| |