| | |
Gene Transfer
انتقال ژن
وارد کردن ماده ژنتیکی به داخل سلول.
| |
Syngeneic Bone Marrow Transplantation
انتقال مغز استخوان همژن
رویهای که در آن شخص بیمار مغز استخوانی را دریافت میکند که توسط دوقلوی یکسان و سالم او اهدا شده است.
| |
Syngeneic Bone Marrow Transplantation
انتقال مغز استخوان همژن
رویهای که در آن شخص بیمار مغز استخوانی را دریافت میکند که توسط دوقلوی یکسان و سالم او اهدا شده است.
| |
Neurotransmitter
انتقالدهنده امپولسهای عصبی در سیناپسها
مادهای شیمیایی که توسط سلولهای عصبی تولید میشود و برای ایجاد ارتباط با سلولهای دیگر (از جمله با دیگر سلولهای عصبی و با سلولهای عضلانی) بهکارمیرود.
| |
Entinostat
انتینوستات
مادهای که اینک آن را برای درمان چند نوع سرطان بررسی میکنند. این ماده از فعالیت آنزیمهایی جلوگیری میکند که برای تقسیم سلولی لازم میباشند، و ممکن است سلولهای سرطانی را از بین ببرد. انتینوستات نوعی مهارکننده هیستون دیاستیلاز (Hdac یا Histone Deacetylase) است. بهجای Entinostat، از واژههای Hdac Inhibitor Sndx -275 و Sndx -275 هم استفاده میشود.
| |
Distraction
انحراف ذهن (حواس پرتی)
در پزشکی، روشی برای تسکین درد که توجه شخص بیمار را از درد منحرف میسازد.
| |
Cerebrospinal Fluid Diversion
انحراف مسیر مایع مغزی نخاعی
فرآیندی که برای تخلیه مایعی (فلویدی) استفاده میشود که در اطراف مغز و طناب نخاعی تجمع یافته است. یک شانت (Shunt یا لوله نازک و دراز) را در داخل بطنی (Ventricle) در مغز قرار میدهند و آن را زیر پوست حرکت میدهند تا به بخش دیگری از بدن (که معمولاً شکم است) برسد. این لوله، مایع (فلوید) اضافی را از مغز دور میکند تا در جای دیگری از بدن جذب شود.
| |
Soluble
انحلالپذیر
مادهای که میتواند در مایعی حل شود.
| |
Baseline
اندازه آغازین
اندازهگیری اولیهای که در ابتدا انجام میدهند تا نشانگر وضعیت اولیه باشد، و از آن برای مقایسه با اندازهگیریهایی استفاده میکنند که بعداً به مرور زمان انجام میشود تا تغییراتی که صورت میگیرد مشخص شود. بهعنوان مثال، تومور را پیش از درمان اندازه میگیرند (اندازه آغازین) و اندازهگیریهای بعدی را انجام میدهند تا متوجه شوند که آیا درمان مؤثر واقع شده است.
| |
Dosimetrist
اندازهگیر دوز
شخصی که دوز مناسب تشعشع را در پرتودرمانی تعیین میکند
| |
Dosimetry
اندازهگیری دوز
اندازهگیری میزان قرار گرفتن در معرض اشعه – X، اشعه گاما، یا دیگر انواع تشعشع که در درمان یا ردیابی بیماریهایی، از جمله سرطان، استفاده میشوند.
| |
Organ
اندام
قسمتی از بدن که عملکردی خاص دارد. بهعنوان مثال، قلب یک اندام میباشد.
| |
Pineal Organ
اندام صنوبری
اندام بسیار ریزی در مخ که ملاتونین تولید میکند. بهجای Pineal Organ، از واژههای Pineal Body و Pineal Gland هم استفاده میشود.
| |
Organelle
اندامک
ساختاری کوچک در سلولی که توسط یک غشاء احاطه شده است و عملکردی خاص دارد. هسته سلول (ساختاری که شامل کروموزومهای سلول میباشد و RNA در آن ساخته میشود)، میتوکندری (ساختارهایی که انرژی مورد نیاز سلول را تأمین میکنند)، و لیسوسومها (محفظههای کیسه مانند پر از آنزیمی که مولکولهای موجود در سلول را هضم میکنند و به بازیافت نمودن یا باز چرخ کردن مولکولهای سلولی کمک مینمایند)، نمونههایی از اندامکها میباشند.
| |
Viscera
اندرونه (احشاء، امعاء)
اندامهای نرم داخل بدن (از جمله ریه و قلب) و اندامهای دستگاههای گوارشی، دفع مواد زائد، تولید مثلی، و تنفسی.
| |