| | |
Relative Survival Rate
میزان بقای نسبی
روشی برای مقایسه نمودن بقای افرادی که دچار بیماری خاصی هستند با افرادی که به این بیماری مبتلا نمیباشند. درصد زنده ماندگان معمولاً در زمانهای خاص (بهعنوان مثال، 2 سال و 5 سال پس از تشخیص بیماری یا درمان) تعیین میشود. میزان بقای نسبی نشان میدهد که آیا بیماری از طول عمر بیماران میکاهد.
| |
Overdose
میزان بیش از اندازه دارو
مقداری از دارو که بیشتر از میزانی است که باید در هر بار مصرف شود.
| |
Dose – Rate
میزان دوز دریافتی
قوت یا شدت درمانی که در طی یک دوره زمانی صورت میگیرد.
| |
Dietary Reference Intakes
میزان مرجع دریافت مواد غذایی
مجموعهای از رهنمودها یی که دانشمندان آمریکایی و کانادایی تهیه نمودهاند تا درباره نقش مواد مغذی در بهداشت انسان اطلاعاتی ارائه دهند. این رهنمودها شامل میزان دریافت مرجع روزانه مواد غذایی (RDI یا Reference Daily Intakes) است، یعنی مقادیر توصیه شده از مواد مغذی را نشان میدهد که باید روزانه به مصرف برسد تا نیاز اکثر افراد سالم برآورده شود. این سیستم، جایگزین RDA یا Recommended Dietary Allowances(مقادیر توصیه شده مصرف مواد غذایی) شده است. بهجای واژه Dietary Reference Intakes، از DRI هم استفاده میشود.
| |
Micelle
میسل
ذرات بسیار ریزی از مواد که در آب انحلالپذیرند و به هم میپیوندند تا شکلی مانند توپ پیدا کنند. این ذرات میتوانند در درون خود مواد دیگری را حمل نمایند. در پزشکی، میسلها را در آزمایشگاه تولید میکنند و از آنها برای حمل دارو به بافتها و سلولهای بدن استفاده مینمایند.
| |
Misoprostol
میسوپروستول
عامل محافظت کننده در برابر تشعشع که به خانوادهای از داروها بهنام پروستاگلاندینها تعلق دارد.
| |
Libido
میل جنسی
میل جنسی یا انرژی یا احساس ذهنی مرتبط به آمیزش جنسی.
| |
Compulsion
میل شدید یا وسوسه
میل یا نیاز شدید و کنترل نشدنی به گفتن یا انجام دادن کاری بدون آنکه دلیل واضحی برای گفتن یا انجام دادن آن وجود داشته باشد. ممکن است شخص رفتاری مانند شستن دست را بارها و بارها انجام دهد.
| |
Myeloid
میلوئید
مربوط به یا شبیه به مغز استخوان. ممکن است این واژه به انواع خاصی از سلولهای هماتوپویتیک (Hematopoietic یا خونساز) هم اشاره کند که در مغز استخوان یافت میشوند، و گاهی اوقات از واژه Myeloid بهعنوان مترادف Myelogenous استفاده میکنند؛ بهعنوان مثال، Acute Myeloid Leukemia و Acute Myelogenous Leukemia نامهای یک بیماری واحد هستند.
| |
Myelosclerosis With Myeloid Metaplasia
میلواسکلروز (تصلب نخاع) همراه با متاپلازی میلوئید
بیماری مزمن پیشروندهای که در آن مغز استخوان با بافت فیبروز جایگزین میگردد و خون، بهجای آنکه در مغز استخوان ساخته شود، توسط اندامهایی مانند کبد و طحال تولید میگردد. مشخصه این بیماری بزرگ شدن طحال و کمخونی پیشرونده است. بهجای بهکارگیری Myelosclerosis With Myeloid Metaplasia، از واژههای Idiopathic Myelofibrosis، Agnogenic Myeloid Metaplasia، Chronic Idiopathic Myelofibrosis، و Primary Myelofibrosis هم استفاده میکنند
| |
Myeloblastic
میلوبلاستیک
این واژه به میلوبلاست اشاره دارد (میلوبلاست نوعی سلول نابالغ است که در مغز استخوان تشکیل میشود)
| |
Myelogenous
میلوژن
تولید شده در مغز استخوان. چیزی که به مغز استخوان مربوط است، توسط مغز استخوان تولید میشود، یا شبیه به مغز استخوان است. گاهی اوقات، Myelogenous بهعنوان مترادف Myeloid بهکارمیرود؛ بهعنوان مثال، بیماریهای Acute Myeloid Leukemia وAcute Myelogenous Leukemia نامهای یک بیماری واحد هستند.
| |
Primary Myelofibrosis
میلوفیبروز اولیه
بیماری مزمن پیشروندهای که در آن مغز استخوان با بافت رشتهای (فیبروز) جایگزین میگردد و خون، بهجای تولید شدن در مغز استخوان، در اندامهایی مانند کبد و طحال ساخته میشود. مشخصه این بیماری بزرگ شدن طحال و کمخونی پیشرونده است. بهجای Primary Myelofibrosis، از واژههای Agnogenic Myeloid Metaplasia، Chronic Idiopathic Myelofibrosis، Idiopathic Myelofibrosis، و Myelosclerosis With Myeloid Metaplasia هم استفاده میکنند.
| |
Chronic Idiopathic Myelofibrosis
میلوفیبروز مزمن ایدیوپاتیک
بیماری مزمن پیش روندهای که در آن مغز استخوان با بافت فیبروز (رشتهای یا الیافی یا Fibrous) جایگزین شده و خون بهجای مغز استخوان در اندامهایی مانند کبد و طحال تولید میشود. این بیماری با بزرگ شدن طحال و کمخونی پیشرونده مشخص میشود. از واژههای Primary Myelofibrosis، Myelosclerosis With Myeloid Metaplasia، Ididiopathic Myelofibrosis، و Agnogenic Myeloid Metaplasia هم بهجایChronic Idiopathic Myelofibrosis استفاده میشود.
| |
Myeloma
میلوم
سرطانی که در سلولهای پلاسما (نوعی گلبول سفید خون) ایجاد میشود.
| |