| | |
Photosensitizer
حساسکننده به نور
دارویی که در درمان فتودینامیک استفاده میشود. این دارو، به هنگامیکه توسط سلولهای سرطانی جذب میگردد و در معرض نور قرار میگیرد، فعال میشود و سلولهای سرطانی را از بین میبرد. بهجای واژه Photosensitizer، از Photosensitizing Agent هم استفاده میشود.
| |
Photosensitizing Agent
حساسکننده به نور
دارویی که در درمان فتودینامیک استفاده میشود. این دارو، به هنگامیکه توسط سلولهای سرطانی جذب میگردد و در معرض نور قرار میگیرد، فعال میشود و سلولهای سرطانی را از بین میبرد. بهجای واژه Photosensitizing Agent، از Photosensitizer هم استفاده میشود.
| |
Genetic Susceptibility
حساسیت (پذیرندگی) ژنتیکی
افزایش احتمال ایجاد بیماری خاص به دلیل حضور یک یا چند جهش و یا سابقه خانوادگی که نشاندهنده افزایش خطر این بیماری است. بهجای واژه Genetic Susceptibility، از Genetic Predisposition هم استفاده میشود.
| |
Chemosensitivity
حساسیت دارویی
حساسیت (آسیبپذیری) سلولهای تومور به اثرات نابودکننده داروهای ضد سرطان.
| |
Genetic Susceptibility
حساسیت ژنتیکی
افزایش ارثی خطر ایجاد بیماریهای خاص. بهجای Genetic Susceptibility، از واژه Genetic Predisposition هم استفاده میشود.
| |
Hypersensitivity
حساسیت مفرط
پاسخ مبالغهآمیز دستگاه ایمنی به دارو یا مادهای دیگر.
| |
Sensory
حسی
مربوط به حواس.
| |
Glans Penis
حشفه (سر آلت مرد)
سر گرد و غده مانند آلت تناسلی مردانه.
| |
Cavity
حفره
سوراخ یا ناحیهای خالی. ممکن است حفره فضایی خالی را در داخل بدن (مانند فضای موجود در داخل شکم) یا سوراخی در دندان را توصیف نماید که به دلیل پوسیدگی دندان بهوجود آمده است.
| |
Pleural Cavity
حفره جنب
فضای محصور شده توسط جنب (لایه نازکی از بافت که ریهها را میپوشاند و آستر دیواره داخلی حفره قفسه سینه را تشکیل میدهد).
| |
Oral Cavity
حفره دهان
این واژه به دهان اشاره دارد و شامل لبها، آستر داخل گونهها و لبها، دوسوم جلویی زبان، لثههای بالایی و پایینی، کف دهان که در زیر زبان قرار دارد، سقف استخوانی دهان، و ناحیه کوچکی است که در پشت دندانهای عقل واقع میباشد.
| |
Peritoneal Cavity
حفره صفاقی
فضای داخل شکم که شامل رودهها، معده، و کبد است و غشاهای باریکی آن را احاطه میکنند.
| |
Solvent
حلال
مایعی که میتواند ماده جامدی را در خود حل کند.
| |
Pharynx
حلق
لولهای توخالی در داخل گردن که از پشت بینی آغاز میشود و در قسمت بالایی نای و مری (لولهای که به معده منتهی میشود) خاتمه مییابد. طول حلق به اندازه بدن بستگی دارد و تقریباً 5 اینچ (12. 5 سانتی متر) است. بهجای Pharynx، از واژه Throat هم استفاده میشود.
| |
Oropharynx
حلق دهانی
بخشی از گلو که در قسمت پشتی دهان و در پشت حفره دهان قرار دارد و شامل یک سوم پشتی زبان، کام نرم، دیوارههای کناری و پشتی گلو، و لوزهها میباشد.
| |