| | |
Lymphatic System
دستگاه لنفاوی
بافتها و اندامهایی که گلبولهای سفید خون را تولید، ذخیره، و حمل مینمایند. این گلبولها با عفونتها و بیماریهای دیگر مبارزه میکنند. دستگاه لنفاوی شامل مغز استخوان، طحال، تیموس، غدد لنفاوی، و عروق لنفاوی است (عروق لنفاوی شبکهای از لولههای باریک است که لنف و گلبولهای سفید خون را حمل میکنند). عروق لنفاوی، مانند رگهای خونی، منشعب میشوند و در تمام بافتهای بدن حضور دارند.
| |
Microfluidic Device
دستگاه میکروفلوییدیک
ابزاری دارای ریز تراشه که مقادیر بسیار اندک فلوید (مایع) را روی آن میگذارند و تستهای آزمایشگاهی خاصی را انجام میدهند. امکان دارد از این دستگاه برای تست کردن فلویدهای بدن، یا برای تست نمودن محلولهای شامل سلولها یا بخشهای سلولی، استفاده کنند و بیماریها را تشخیص دهند. بهجای Microfluidic Device، میتوان واژه Lab – On – A – Chip را هم بهکاربرد.
| |
Device
دستگاه یا وسیله
چیزی که کاربرد خاصی دارد. در پزشکی، صندلی چرخدار، پمپ، و دست و پای مصنوعی نمونههایی از دستگاه یا وسیله هستند.
| |
Dnr Order
دستور استفاده نشدن از دستگاه قلبی – ریوی
نوعی دستور که از پیش صادر شده و در آن شخص اظهار نموده است که در صورت متوقف شدن ضربان قلب یا تنفس او ارائهدهندگان مراقبتهای بهداشتی نباید از دستگاه قلبی – ریوی استفاده کنند. بهجای واژه Dnr Order، از Do Not Resuscitate Order هم استفاده میشود.
| |
Do Not Resuscitate Order
دستور استفاده نشدن از دستگاه قلبی – ریوی
نوعی دستور که از پیش صادر شده و در آن شخص اظهار نموده است که، در صورت متوقف شدن ضربان قلب یا تنفس او، ارائهدهندگان مراقبتهای بهداشتی نباید از دستگاه قلبی – ریوی استفاده کنند. بهجای Do Not Resuscitate Order، از واژه Dnr Order هم استفاده میشود.
| |
Dietary Protocol
دستورالعمل (پروتکل) غذایی
برنامه مفصل رژیم غذایی که در آن قید شده است که شخص باید چه چیزهایی را چگونه و به چه مقدار بخورد و بنوشد. شاید برای تست نمودن اینکه رژیم غذایی خاص چه تأثیری بر پیامدهای بهداشتی (مانند پایینتر رفتن سطح کلسترول) دارد هم از این برنامه مفصل رژیم غذایی استفاده شود.
| |
Deslorelin
دسلورلین
مادهای که کاربرد آن را در درمان سرطان بهعنوان راهی برای پیشگیری از تولید هورمونهای جنسی توسط تخمدان و بیضه بررسی میکنند. این ماده نوعی آنالوگ هورمون محرک ترشح هورمون جنسی است.
| |
Desmoplastic
دسموپلاستیک (مولد چسبندگی)
چیزی که علت ایجاد یا ایجاد کننده چسبندگی یا بافت همبند فیبروز (رشتهای) در داخل تومور میباشد.
| |
Decitabine
دسیتابین
دارویی که در درمان سندرومهای میلودیسپلاستیک استفاده میشود و اینک آن را برای درمان دیگر انواع سرطان بررسی میکنند. دسیتابین نوعی آنتی متابولیت است. بهجای واژه Decitabine از Dacogen هم استفاده میشود.
| |
Decitabine
دسیتابین
دارویی که در درمان سندرومهای میلودیسپلاستیک استفاده میشود و اینک آن را برای درمان دیگر انواع سرطان بررسی میکنند. دسیتابین نوعی آنتی متابولیت است. بهجای واژه Decitabine از Dacogen هم استفاده میشود.
| |
Deferasirox
دفراسیراکس
دارویی که از آن در درمان بسیار بالا رفتن آهن خون (که در انتقال خون رخ میدهد) استفاده میشود، و اینک آن را برای درمان سندرومهای میلودیسپلاستیک و بیماریهای دیگر بررسی میکنند (سندرومهای میلودیسپلاستیک گروهی از بیماریها است که در آنها مغز استخوان به تعداد کافی سلول خونی سالم تولید نمیکند). دفراسیراکس خود را به آهن مازاد موجود در خون متصل میکند و همراه ادرار از بدن خارج میشود. این دارو نوعی عامل کلاتکننده (Chelating Agent) است. از واژه Exjade هم میتوان بهجای Deferasirox استفاده نمود.
| |
Deferoxamine
دفراکسامین
یک عامل کلات کننده که، با جلوگیری از سنتز DNA، آهن را از تومورها خارج میکند و باعث مرگ سلولهای سرطانی میشود. از این ماده، همراه با دیگر عوامل ضد سرطان، برای درمان نوروبلاستوم اطفال استفاده میکنند.
| |
Excrete
دفع (مدفوع یا عرق وغیره) از بدن
دفع مواد زائد از خون، بافت، یا اندام در فرآیند تخلیه نرمال (مانند تخلیه عرق، ادرار، یا مدفوع).
| |
Defecation
دفع مدفوع
حرکت مدفوع (غذای هضم نشده، باکتری، مخاط، و سلولهای آستر رودهها) از میان روده به بیرون از مقعد. بهجای Defecation، میتوان از واژه Bowel Movement هم استفاده نمود.
| |
Degarelix
دگارلیکس
دارویی که در درمان سرطان پیشرفته پروستات استفاده میشود و اینک آن را برای درمان هیپرپلازی پروستاتیک خوشخیم هم بررسی میکنند. دگارلیکس به گیرندههای GNRH یا Gonadotropin – Releasing Hormone (هورمون محرک ترشح هورمون جنسی) در غده هیپوفیز متصل میشود. در نتیجه، بدن تولید تستوسترون را (که سرطان پروستات برای رشد خود به آن احتیاج دارد) متوقف میسازد. دگارلیکس نوعی متضاد (آنتاگونیست) GNRH است. بهجای Degarelix، از واژه Firmagon هم استفاده میکنند.
| |