| | |
Kostmann Neutropenia
نوتروپنی کاستمن
اختلالی ارثی که در آن تعداد نوتروفیل (نوعی گلبول سفید خون که در مبارزه با عفونت اهمیت دارد) از تعداد نرمال کمتر است. نوزادان مبتلا به این اختلال دچار عفونتهای باکتریایی میشوند، و خطر مبتلا شدن آنها به لوسمی میلوژنز حاد (AML) یا میلودیسپلازی (نوعی اختلال در مغز استخوان) افزایش مییابد. بهجای Kostmann Neutropenia، از واژههای Congenital Neutropenia، Genetic Infantile Agranulocytosis، Infantile Genetic Agranulocytosis، Kostmann Disease، و Kostmann Syndrome هم استفاده میشود.
| |
Neutrophil
نوتروفیل
نوعی سلول ایمنی که یکی از اولین انواع سلولی میباشد که به محل ایجاد عفونت میرود. نوتروفیلها با خوردن ریزموجودات زنده، و از طریق رهاسازی آنزیمهایی که ریزموجودات را از بین میبرند، با عفونت مبارزه میکنند. نوتروفیل نوعی گلبول سفید خون، نوعی گرانولوسیت (سلول دانهدار)، و نوعی فاگوسیت (بیگانهخوار) است.
| |
Cold Nodules
نودولهای (گرهکهای) سرد
هنگامیکه تیروئید را با استفاده از ماده رادیواکتیو و با بهکارگیری اسکنر (پویشگر) معاینه مینمایند، نودولها را که کمتر از بافت تیروئیدی اطراف ماده رادیواکتیو جمعآوری میکنند «سرد» به حساب میآورند. نودولی که سرد است هورمون تیروئید تولید نمیکند. ممکن است نودولهای سرد خوش خیم (غیرسرطانی) یا بدخیم (سرطانی) باشند. گاهی اوقات، بهجای واژه Cold Nodules از Hypofunctioning Nodules هم استفاده میشود.
| |
Noradrenaline
نورآدرنالین
مادهای شیمیایی که توسط تعدادی از سلولهای عصبی و همچنین در غده فوقکلیه تولید میشود. این ماده میتواند هم بهعنوان انتقالدهنده امپولسهای عصبی در سیناپسها یا Neurotransmitter (پیک شیمیایی که سلولهای عصبی از آن استفاده میکنند)عمل کند و هم بهعنوان هورمون فعالیت نماید (هورمون مادهای شیمیایی است که در خون حرکت مینماید و عملکرد سلولها و اندامهای دیگر را کنترل میکند). نورآدرنالین در پاسخ به استرس یا تنش و پایین رفتن فشار خون از غده فوقکلیه رهاسازی میشود. بهجای Noradrenaline، از واژه Norepinephrine هم استفاده میکنند.
| |
Norepinephrine
نوراپی نفرین
مادهای شیمیایی که توسط برخی از سلولهای عصبی و همچنین در غده فوقکلیه تولید میشود. این ماده میتواند هم بهعنوان انتقال دهنده امپولسهای عصبی در سیناپسها یا Neurotransmitter (پیک شیمیایی که سلولهای عصبی از آن استفاده میکنند) و هم بهعنوان هورمون فعالیت نماید (هورمون مادهای شیمیایی است که در خون حرکت میکند و عملکرد سلولها یا اندامهای دیگر را کنترل مینماید). بهجای Norepinephrine، از Noradrenaline هم استفاده میشود.
| |
Phototherapy
نوردرمانی
درمان بیماری با استفاده از انواع خاصی از نور. ممکن است در این نوع درمان از لیزر، LED یا دیود نورافشان یا دیود نور گسیل، لامپ مهتابی، و نور فرا بنفش یا فرو سرخ استفاده شود. بهجای Phototherapy، میتوان از واژه Light Therapy هم استفاده نمود.
| |
Light Therapy
نوردرمانی
درمان بیماری با انواع خاصی از نور. در نور درمانی از لیزر، LED، لامپ فلوئورسان، و نور فرابنفش یا تابش فروسرخ (مادون قرمز) استفاده میکنند. بهجای واژه Light Therapy، از Phototherapy هم استفاده میشود.
| |
Neuroglia
نورگلی (ساختمان نگهدارنده مغز و نخاع)
سلولهایی که سلولهای عصبی را سر جای خود نگه میدارند و به آنها کمک میکنند آن گونه که لازم است عمل نمایند. انواع نور گلی شامل الیگوداندروسیت، آستروسیت، میکروگلی، و سلولهای مربوط به اپاندیم است. بهجای Neuroglia، از واژه Glial Cell هم استفاده میشود.
| |
Neuroendocrine
نورواندوکرین
مربوط به برهم کنشهای بین سیستم عصبی و سیستم اندوکرین. واژه نورواندوکرین سلولهای خاصی را توصیف میکند که، در پاسخ به تحریک سیستم عصبی، هورمونها را به داخل خون رهاسازی میکنند.
| |
Neuroblastoma
نوروبلاستوم
سرطانی که در سلولهای نابالغ عصبی ایجاد میشود و عمدتاً نوزادان و کودکان را مبتلا میسازد.
| |
Neuropeptide
نوروپپتید
یکی از گروه مولکولهایی شبیه پروتئین که در مغز تولید میشوند. نوروپپتیدها از زنجیرههای کوتاهی از اسیدهای آمینه تشکیل میشوند و برخی از آنها بهعنوان انتقالدهندگان امپولسهای عصبی در سیناپسها (Neurotransmitters) و تعدادی دیگر بهعنوان هورمون عمل میکنند.
| |
Neurotropism
نوروتروپیسم
توانایی حمله کردن به بافتهای عصبی و زندگی کردن در آنها. معمولاً از این واژه برای توصیف توانایی ویروسها در آلوده نمودن بافتهای عصبی استفاده میشود.
| |
Neurofibroma
نوروفیبروم
تومور خوشخیمی که از سلولها و بافتهای پوششدهنده اعصاب تشکیل میشود.
| |
Plexiform Neurofibroma
نوروفیبروم پلکسی فرم (شبکه مانند)
عصبی که به دلیل رشد غیرطبیعی سلولها و بافتهایی که عصب را میپوشانند ضخیم شده و شکل آن تغییر یافته یا بدشکل شده است.
| |
Acoustic Neurofibromatosis
نوروفیبروماتوز عصب شنوایی
بیماری ژنتیکی که در آن تومورهایی روی اعصاب گوش داخلی تشکیل شده و باعث میشود بیمار شنوایی و تعادل خود را از دست بدهد. امکان دارد تومورها در مغز و بر روی اعصاب جمجمه و طناب نخاعی هم وجود داشته باشند، و ممکن است باعث شوند بیمار نتواند حرف بزند، چشمان خود را حرکت دهد، یا غذا را بلع کند. نوروفیبروماتوز عصب شنوایی را Neurofibromatosis Type 2 و Nf2 هم مینامند.
| |