| | |
Chemexfoliation
لایهبرداری شیمیایی
رویهای که برای بهبود ظاهر برخی از مشکلات پوستی استفاده میشود. این مشکلات شامل اسکار یا جای زخم ناشی از آکنه (جوش)، چین و چروک پوست، یا تغییراتی است که به دلیل قرار گرفتن درازمدت در معرض نور آفتاب در پوست ایجاد میشود. یک محلول شیمیایی را روی پوست میگذارند تا لایههای بالایی سلولهای پوست را در خود حل کند. از واژههای Chemabrasion و Chemical Peel هم بهجای Chemexfoliation استفاده میکنند.
| |
Compression Garment
لباس فشاری
لباسی تنگ و چسبان مانند آستین یا جوراب. از باند فشاری در درمان ادملنفاوی (تورم ناشی از تجمع لنف در بافت) استفاده میشود و برای بهبود جریان خون هم آن را بهکار میگیرند.
| |
Lymphomatous Leptomeningitis
لپتومننژیت لنفومی
مشکلی خطرناک که ممکن است در بیماری لنفوم رخ دهد. در لپتومننژیت لنفومی، سلولهای سرطانی از تومور اصلی (اولیه) به مننژها (لایههای نازک بافتی که مغز و طناب نخاعی را میپوشانند و محافظت مینمایند) گسترش مییابند. امکان دارد این سرطان باعث التهاب مننژها شود. بهجای بهکارگیری واژه Lymphomatous Leptomeningitis، میتوان از Lymphomatous Meningitis هم استفاده نمود.
| |
Lepirudin
لپیرودین
دارویی که از لخته شدن خون جلوگیری میکند. اینک کاربرد این دارو را برای درمان سرطان بررسی میکنند.
| |
Letrozole
لتروزول
دارویی که برای درمان سرطان پیشرفته پستان در زنان یائسه استفاده میکنند. این دارو باعث کاهش مقدار استروژنی میشود که بدن تولید میکند. لتروزول نوعی مهارکننده آروماتاز است. بهجای Letrozole، میتوان از واژه Femara هم استفاده نمود.
| |
Gingiva
لثه
بافت آروارههای بالایی و پایینی که پایه دندانها را احاطه میکنند. بهجای Gingiva، از واژه Gums هم استفاده میشود.
| |
Gums
لثه
بافت آروارههای بالا و پایین که پایه یا قاعده دندانهارا احاطه میکند. بهجای واژه Gums میتوان از Gingiva هم استفاده نمود
| |
Blood Clot
لخته خون
تودهای از خون که با به هم چسبیدن پلاکتها، پروتئینها، و سلولهای خونی تشکیل میشود. اگر لخته خون به دیواره رگ خونی چسبیده باشد، آن را ترومبوس (Thrombus) مینامند. اگر لخته در جریان خون به حرکت در آید و جریان خون را در بخش دیگری از بدن مسدود نماید، آمبولوس (Embolus) نامیده میشود.
| |
Leflunomide
لفلونامید
دارویی ضد سرطان که از فعالیت یکی از فاکتورهای رشد سلولهای سرطانی جلوگیری میکند. بهجای واژه Leflunomide، میتوان از Su101 هم استفاده نمود.
| |
Pelvis
لگن
قسمت پایینی شکم که بین استخوانهای کفل (Hip Bones) قرار دارد.
| |
Renal Pelvis
لگن (لگنچه) کلیوی
ناحیه واقع در مرکز کلیه که ادرار در آن جمع میشود و به داخل حالب میریزد (حالب لولهای است که کلیه را به مثانه متصل میکند).
| |
Pelvic
لگنی
مربوط به لگن (قسمت پایینی شکم بین استخوانهای کفل یا Hip Bones).
| |
Therapeutic touch
لمس شفابخش
شکلی از طب تکمیلی و جایگزین بر اساس این باور که انرژی حیاتی در بدن انسان جریان دارد. گفته میشود اگر افرادی که دارای لمس شفابخش هستند دستانشان را روی بدن شخش بیمار بکشند، یا بدن او را به آرامی لمس نمایند، انرژی حیاتی بدن شخص بیمار متوازن یا قویتر میشود. اینک کاربرد لمس شفابخش را در بیماران تحت درمان سرطان بررسی میکنند تا مشخص شود که آیا میتوان با انجام این کار کیفیت زندگی آنها را بهبود بخشید، دستگاه ایمنی آنها را تقویت نمود، یا عوارض جانبی ناشی از درمان را کاهش داد. لمس شفابخش نوعی انرژی درمانی (Energy Healing) است. بهجای واژه Therapeutic Touch، از Healing Touch هم استفاده میشود.
لمس شفابخش
| |
Lenalidomide
لنالیدومید
دارویی که شبیه تالیدومید است و برای درمان میلوم متعدد و انواع خاصی از کمخونی استفاده میشود. اینک کاربرد این دارو را برای درمان دیگر انواع سرطان بررسی میکنند. لنالیدومید به خانوادهای از داروها بهنام مهارکنندگان رگزایی تعلق دارد. بهجای Lenalidomide، از واژههای CC – 5013 و Revlimid هم استفاده میشود.
| |
Lymph
لنف
مایع (فلوید) شفافی که در سیستم لنفاوی حرکت میکند و سلولهایی را حمل مینماید که به مبارزه با عفونت و بیماریهای دیگر کمک میکنند. بهجای واژه Lymph، میتوان از Lymphatic Fluid هم استفاده نمود.
| |