| | |
Nasonex
نیزونکس
دارویی که بهصورت کرم برای درمان ناراحتیهای پوستی و به شکل افشانه بینی در درمان مشکلات سینوسی ناشی از آلرژی (حساسیت) استفاده میشود، و اینک کاربرد آن را بهعنوان راهی برای درمان التهاب پوست ناشی از پرتودرمانی بررسی میکنند. نیزونکس نوعی کورتیکواستروئید است. بهجای واژه Nasonex، از Elocon، Mometasone، و Mometasone Furoate هم استفاده میشود.
| |
Nystatin
نیستاتین
ماده مؤثر در دارویی که برای درمان عفونتهای قارچی استفاده میشود (قارچها نوعی ریزموجودات هستند). نیستاتین توسط سویهها (نژادهای) خاصی از باکتری تولید میشود، و با متصل شدن به غشای قارچها آنها را از بین میبرد. نیستاتین نوعی عامل ضد قارچ است.
| |
Cnicin
نیسین
مادهای که در گیاهانی خاص از جمله خار مقدس (Blessed Thistle) یافت میشود، در برخی از فرهنگها برای درمان مشکلات بهداشتی خاص استفاده شده است، امکان دارد اثرات ضد التهابی و ضد سرطانی داشته باشد، و نوعی سزکویی ترپن لاکتون است.
| |
Cerebral Hemisphere
نیم کرة مغز
یکی از دو نیمه مخ. مخ بخشی از مغز است که عملکرد عضلات و همچنین گفتار، تفکر، احساسات، خوانش، نوشتار، و یادگیری را کنترل میکند. نیمکره راست کنترل عضلات سمت چپ بدن، و نیمکره چپ کنترل عضلات سمت راست بدن را برعهده دارند.
| |
Areola
هاله پستان
قسمت تیره رنگ پوست پستان که در اطراف نوک پستان قرار دارد.
| |
Haloperidol
هالوپریدول
دارویی که برای درمان اختلالات خاص روانی و عصبی استفاده میشود، و اینک کاربرد آن را برای درمان تهوع و استفراغ ناشی از بهکارگیری برخی از درمانهای سرطان هم بررسی میکنند. این دارو نوعی عامل ضد تهوع و استفراغ و نوعی عامل ضد پریشان روانی یا پسیکوز است. بهجای Haloperidol، از واژه Haldol هم استفاده میشود.
| |
Halofuginone Hydrobromide
هالوفوجینون هیدروبرومید
مادهای که اینک کاربرد آن را به خاطر تواناییاش در کند کردن رشد بافت همبند یا پیوندی (و بهمنظور پیشگیری از رشد رگهای خونی جدیدی که تومورها برای رشد خود به آنها نیاز دارند) بررسی میکنند. این ماده نوعی کویینازینولون آلکالویید و نوعی عامل ضد رگزایی است.
| |
Hamartoma
هامارتوم
توده (Growth) خوشخیمی که از مخلوطی غیرطبیعی از سلولها و بافتهایی تشکیل میشود که معمولاً در آن ناحیه از بدن یافت میشوند که توده در آن حضور دارد.
| |
Hyperplasia
هایپر پلازی
افزایش غیرطبیعی در تعداد سلولهای نرمال موجود در اندام یا در بافت.
| |
Hepatoblastoma
هپاتوبلاستوم
نوعی تومور کبدی که در نوزادان و کودکان بروز میکند.
| |
Hepatocyte
هپاتوسیت
سلول کبدی.
| |
Hepatoma
هپاتوم
تومور کبدی
| |
Hepatitis
هپاتیت (التهاب کبد)
بیماری کبد که باعث التهاب میشود. علائم این بیماری شامل بزرگ شدن کبد، تب، تهوع، استفراغ، درد شکم، و تیره رنگ شدن ادرار است.
| |
Heparin
هپارین
مادهای که تشکیل لختههای خون را کند میسازد. هپارین توسط کبد، ریه، و دیگر بافتهای بدن تولید میشود و میتوان آن را در آزمایشگاه هم تولید نمود. هپارین را میتوان در عضله یا خون تزریق نمود تا از تشکیل لختههای خون جلوگیری نماید یا این لختههارا تکه تکه کند. هپارین نوعی عامل ضد انعقاد است
| |
Skin Conduction
هدایت پوستی
تغییری که توسط اعصاب و عرق در گرما و الکتریسیتهای ایجاد میشود که از پوست عبور میکنند. هدایت پوستی در حالات احساسی خاص و در طول گرگرفتگی ناشی از یائسگی افزایش مییابد. بهجای Skin Conduction، از واژههای Electrodermal Response و Galvanic Skin Response هم استفاده میشود.
| |