| | |
PKC
پی.کی.سی
پی.کی.سی. آنزیمی که در تمام بافتها و اندامهای بدن یافت میشود. چند شکل از این آنزیم در بسیاری از عملکردهای سلولی نقش دارند. اینک کاربرد پی.کی.سی را برای درمان سرطان بررسی میکنند. بهجای PKC، از واژه Protein Kinase C هم استفاده میشود.
| |
PKU
پی.کی.یو
اختلالی ارثی که باعث تجمع فنیل آلانین (یکی از اسیدهای آمینه) در خون میشود. ممکن است این امر به بروزعقب ماندگی ذهنی، مشکلات رفتاری و حرکتی، تشنج (حمله ناگهانی مانند حمله بیماری)، و به تأخیر افتادن تکامل بدن منجر شود. با استفاده از آزمایش خون، میتوان به راحتی پی. کی. یو را در نوزادان ردیابی نمود. برای درمان این اختلال، از رژیمی غذایی استفاده میشود که حاوی مقدار اندکی فنیل آلانین است. بهجای PKU، از واژه Phenylketonuria هم استفاده میکنند.
| |
Cell – To – Cell Signaling
پیامدهی سلول به سلول
انتقال اطلاعات از سلولی به سلول دیگر. سلولها از راه تماس مستقیم با هم، یا از طریق رهاسازی مادهای از سلولی که آن ماده را جذب کرده است، به یکدیگر علامت میدهند. پیامدهی سلول به سلول در رشد و عملکرد نرمال سلولها اهمیت دارد. امکان دارد سلولهایی که توانایی پاسخ دادن به علامتهای سلولهای دیگر را از دست میدهند بهصورت سلولهای سرطانی در آیند. بهجایCell – To – Cell Signaling، از واژههای Cell – Cell Signaling و Intercellular Communication هم استفاده میشود.
| |
Pirfenidone
پیرفنیدون
مادهای که اینک کاربرد آن را برای پیشگیری و درمان بافت جای زخم (اسکار) ناشی از پرتودرمانی بررسی میکنند. این دارو به خانوادهای از داروها بهنام داروهای ضد التهاب تعلق دارد.
| |
Pyroxamide
پیروکسامید
مادهای که اینک کاربرد آن را برای درمان سرطان بررسی میکنند. پیروکسامید به خانوادهای از داروها به نام مهارکنندگان هیستون دآستیلاز تعلق دارد
| |
Piritrexim
پیری ترکسیم
مادهای که اینک کاربرد آن را برای درمان سرطان بررسی میکنند. این ماده به خانوادهای از داروها بهنام آنتاگونیستهای (متضادهای) فولات تعلق دارد.
| |
Pyridoxine
پیریدوکسین
مادهای مغذی در مجموعه (کمپلکس) ویتامین B که بدن برای عملکرد و سالم ماندن خود به مقدار کمیاز آن نیاز دارد. پیریدوکسین به سالم نگهداشتن اعصاب و پوست، مبارزه با عفونت، حفظ نمودن قند خون در سطح نرمال، تولید گلبولهای قرمز خون، و به کار کرد مناسب برخی از آنزیمها کمک میکند. پیریدوکسینها گروهی از ترکیبات هم خانواده هستند (پیریدوکسین، پیریدوکسال، و پیریدوکسامین) که در غلات، لوبیا، نخود، گوشت، گوشت طیور، ماهی، تخم مرغ، و موز یافت میشوند. این ماده در آب انحلالپذیر است (میتواند در آب حل شود). اگر سطح پیریدوکسین بدن کافی نباشد، امکان دارد باعث ایجاد زخم دهان و زبان و اختلالات عصبی شود. اینک کاربرد پیریدوکسین را برای پیشگیری سندروم دست و پا بررسی میکنند (سندروم دست و پا اختلالی است که برخی از داروهای ضد سرطان باعث ایجاد آن میشوند و مشخصه آن درد، ورم، بیحسی، سوزن سوزن شدن، یا قرمز شدن دست یا پا میباشد). بهجای Pyridoxine، از Vitamin B6 هم استفاده میکنند.
| |
Pyrimidine
پیریمیدین
یکی از دو ترکیب شیمیایی که سلولها از آنها برای ساخت بلوکهای ساختمانی DNA و RNA استفاده میکنند. سیتوزین، تیمین، و اوراسیل نمونههایی از پیریمیدینها هستند. از سیتوزین و تیمین برای تولید DNA و از سیتوزین و اوراسیل در ساخت RNA استفاده میشود.
| |
Artificial Pacemaker
پیس میکر مصنوعی (دستگاه تحریک انقباض عضله قلب)
دستگاهی الکترونیکی که در بدن کار میگذارند تا ضربان قلب و ریتم آن را زیر نظر بگیرند. به هنگامیکه قلب بهطور طبیعی نمیطپد، این دستگاه آن را با جریان برق تحریک میکند. پیس میکر مصنوعی با باطری کار میکند و سیمهای طویل و نازکی دارد که آن را به قلب وصل میکنند. بهجای Artificial Pacemaker، میتوان از واژههای Cardiac Pacemaker و Pacemaker هم استفاده نمود.
| |
Premalignant
پیش بدخیم
واژهای که برای توصیف بیماری بهکارمیرود که ممکن است (یا احتمال دارد) سرطانی شود. بهجای Premalignant، از واژه Precancerous هم استفاده میکنند.
| |
Preleukemia
پیش لوسمی
گروهی از بیماریها که در آنها مغز استخوان به تعداد کافی سلول خون سالم تولید نمیکند. از واژههای Myelodysplastic Syndrome و Smoldering Leukemia هم بهجای Preleukemia استفاده میشود.
| |
Smoldering Leukemia
پیش لوسمی
گروهی از بیماریها که در آنها مغز استخوان به تعداد کافی سلولهای خونی سالم تولید نمیکند. بهجای Smoldering leukemia، از واژههای Myelodysplastic Syndromes و Preleukemia هم استفاده میشود.
| |
Smoldering Myeloma
پیش میلوم
نوع بسیار کند رشدی از میلوم که در آن سلولهای پلاسمایی غیرطبیعی (نوعی گلبول سفید خون) مقدار بسیار زیادی از نوع واحدی از پادتن مونوکلونال (که نوعی پروتئین است) تولید میکنند. این پروتئین در خون تجمع مییابد و همراه ادرار از بدن دفع میشود. در بیماران مبتلا به پیش میلوم معمولاً هیچ علائمی مشاهده نمیشود، اما آنها را باید به دفعات وارسی نمایند تا نشانههای پیشرفت بیماری و تبدیل آن را به میلوم متعدد کاملاً توسعه یافته ردیابی کنند.
| |
Premenopausal
پیش یائسگی
مربوط به زمان پیش از یائسگی. واژه "Menopause" به معنی «تغییر زندگی» به بخشی از زندگی زنان اشاره دارد که دورههای قاعدگی برای همیشه خاتمه مییابد.
| |
Prognosis
پیشآگهی
نتیجه یا سیر احتمالی بیماری؛ احتمال بهبودی یا برگشت (عود) بیماری.
| |